به نام خدا، بخشنده ترين، مهربان ترين
In
the name of GOD, Most Gracious, Most Merciful
Quran, Hadith, and
Islam
قرآن، حديث و اسلام
by
Rashad
Khalifa, Ph.D.
دکتر رشاد
خليفه
Imam, Mosque of Tucson, Arizona,
U.S.A.
Masjid Tucson, P.O. Box ۴۳۴۷۶, Tucson, AZ
۸۵۷۳۳-۳۴۷۶
Preface
After more than ۱۲ years of
computerized research of Quran, PHYSICAL EVIDENCE was discovered proving that
Quran is indeed the infallible word of God. This discovery became very popular
among the Muslim masses throughout the world, and summaries of the work were
printed and distributed by the millions. My personal popularity soared along
with this most exciting, and most humbling, discovery.
بعد از ۱۲ سال
تحقيق کامپيوترى قرآن، مدرک فيزيکى کشف شد که ثابت کرد قرآن حقيقتاٍ کلام اشتباه
ناپذير خداست. اين اکتشاف ميان مسلمانان جهان شهرت بسيار يافت و چاپ و انتشار خلاصه
اين اکتشافات به ميليون ها نسخه رسيد. با اين اکتشاف هيجان انگيز و محقر محبوبيت
شخصى من بسيار صعود کرد.
The continued research then unveiled a startling
fact; that the extremely popular "Hadith & Sunna" have nothing to do with
the prophet Muhammad, and that adherence thereto represents flagrant
disobedience of God and His final prophet (Quran ۶:۱۱۲ & ۲۵:۳۱).
دنباله اين تحقيق، يک واقعيت تکان دهنده را آشکار کرد؛ که محبوبيت "حديث و
سنت" هيچ گونه ارتباطى به پيغمبر محمد ندارد و پيوستن به چنين عقيده اى نافرمانى
آشکارى از خدا و آخرين پيغمبر است (قرآن ۶:۱۱۲ & ۲۵:۳۱).
This finding
contradicts the beliefs of Muslim masses everywhere. Consequently, my personal
popularity, and even the popularity of the Quran's miracle, plunged to the point
of endangering my life and reputation. As it turned out, telling the Muslims
that "Hadith & Sunna" are Satanic inventions is the same as telling the
Christians that Jesus is not the son of God.
اين کشف، با ايمان جميع
مسلمانان جهان مخالفت مى کرد. نتيجتاٍ ، محبوبيت شخصى من و حتى محبوبيت معجزه قرآن
چنان در سراشيبى افتاد که زندگى شخصى من نيز در معرض خطر قرار گرفت. چنان بنظر مى
رسد، که وقتى به مسلمانان گفته مى شود: "حديث و سنت" نوآورى شيطانى است، مانند اين
است که به مسيحيان گفته شود مسيح پسر خدا نيست.
Since the recognition of
"Hadith & Sunna" as Satanic innovations is supported by PHYSICAL EVIDENCE,
all free-thinking people will accept the findings reported in this book. For
such people, the results include a totally new sense of salvation, and full
awareness that the Muslim masses have fallen victim to Satan's
schemes.
نظر به اينکه "حديث و سنت" بعنوان نوآورى شيطانى، تائيد شده و توسط
مدرک فيزيکى شناسايى شده، تمام مردم روشن فکر اکتشاف هاى گزارش شده در اين کتاب را
قبول خواهند کرد. نتيجه اش براى چنين مردمى، شامل آگاهى جديدى از رستگارى و آگاهى
کاملى از اينکه جميع مسلمانان، قربانى توطئه هاى شيطان شده اند.
Rashad
Khalifa
August ۱۹, ۱۹۸۲
NO SALVATION WITHOUT OBEYING THE
MESSENGER
آمرزيده نمى شويد اگر از رسول اطاعت نکنيد.
قل ان
کنتم تحبون الله فاتبعون يحببکم الله و يغفر لکم ذنوبکم و الله غفور رحيم (۳۱) قل
أطيعوا الله و الرسول فان تولوا فان الله لا يحب الکافرين (۳:۳۲)
"Say (O
Muhammad), 'If you love God, then follow me. God will then love you, and forgive
your sins; God is forgiver, merciful.' Say, 'Obey God and the messenger.' If
they turn away, then God loves not the disbelievers." (۳:۳۱-۳۲)
اعلام کن:
"اگر خدا را دوست داريد، از من پيروى کنيد." خدا هم شما را دوست خواهد داشت و
گناهان شما را خواهد بخشيد. خداست عفو کننده، مهربان ترين. اعلام کن: "بايد از خدا
و رسول اطاعت کنيد." اگر رو گردانند، خدا کافران را دوست ندارد.(۳:۳۲)
و
أقيموا الصلاه و آتوا الزکاه و أطيعوا الرسول لعلکم ترحمون (۲۴:۵۶)
"You
shall observe Salat & Zakat, and obey the messenger, that you may attain
mercy." (۲۴:۵۶)
نماز (دعاى ارتباطى) را بر پا داريد و زکات (انفاق واجب) را
بدهيد و از رسول اطاعت کنيد، تا باشد که از رحمت برخوردار شويد..(۲۴:۵۶)
و
من يعص الله و رسوله فان له نار جهنم خالدين فيها أبدا (۷۲:۲۳)
"Anyone who
disobeys God and His messenger will abide in the fire of hell forever."
(۷۲:۲۳)
کسانيکه از خدا و رسولش اطاعت نکنند به آتش دوزخ گرفتار مى شوند،
جايگاهى که براى ابد در آن ماندگارند.(۷۲:۲۳)
Since all the messengers
delivered one and the same message, namely, "YOU SHALL NOT WORSHIP EXCEPT GOD,"
disobeying them constitutes disbelief, or idol-worship.
چون تمام رسول ها
يک پيام مسلم را آوردند، که "پرستش نکنيد جر خدا" اطاعت نکردن از آنان نشانه
ناباورى و شرک است.
WHEN DELIVERING GOD'S
MESSAGES,
messengers do not speak on their own initiative.
رسولان
هنگام رساندن پيام خدا،
از روى تمايلات شخصى خود سخن نمى گويند.
"A
prophet like me, will the Lord, your God, raise up for you from among your own
kinsmen; to him you shall listen." (Moses in Deuteronomy ۱۸:۱۵)
"خدا،
پروردگارتان پيغمبرى مثل من، در ميان شما بر پا خواهد کرد، از او پيروى کنيد."
(Moses in Deuteronomy ۱۸:۱۵)
من در ميان شما پيغمبرى مثل تو بالا خواهم برد
و کلماتم را در دهانش خواهم گذاشت؛ او بيان مى کند کل دستوراتم را. اگر کسى پيروى
نکند کلام من را که او به اسم من بيان مى کند، خودم بازرس او خواهم بود. "I will
raise up for them a prophet like you from among their kinsmen, and will put my
words into his mouth; he shall tell them all that I command him. If any man will
not listen to my words which he speaks in my name, I myself will make him answer
for it." (Deuteronomy ۱۸:۱۸-۱۹)
(Deuteronomy ۱۸:۱۸-۱۹)"Do you not believe
that I am in the Father, and the Father is in me? The words that I say to you I
do not speak on my own initiative, but the Father abiding in me does His
works."
آيا باور نمى کنيد که من در پدر هستم و پدر در من کلامى را که من
بيان مى کنم بشما از عقايد شخصى من نيست، بلکه پدر هست که از طريق من کارهايش را
انجام مى دهد." (Gospel of John ۱۴:۱۰)
"But when he, the Spirit of
truth, comes, he will guide you into all the truth; for he will not speak on his
own initiative, but whatever he hears, he will speak; and he will disclose to
you what is to come." (John ۱۶:۱۳)
اما هنگامى که، روح القدس مى آيد، او تو
را به حقيقت هدايت مى کند؛ او از عقايد شخصيش بيان نمى کند، بلکه هر چه مى شنود
بيان مى کند؛ و او براى تو آشکار مى کند چيزى را که قرار است بيايد (John
۱۶:۱۳)
و ما ينطق عن الهوى
"Obeying the Messenger is obeying God."
(Quran ۴:۸۰)
۸۰ - هر کس از رسول اطاعت کند، از خدا اطاعت مى کند. (قرآن
۴:۸۰)
"and he (Muhammad) does not speak on his own initiative."
(۵۳:۳)
۳ - و از روى تمايلات شخصى سخن نمى گفت. تمايلات شخصى اش را بيان نمى
کرد.(۵۳:۳)
MUHAMMAD REPRESENTED BY QURAN ALONE
محمد فقط معرف قرآن
بود.
و أنزلنا اليک الکتاب بالحق مصدقا لما بين يديه من الکتاب و
مهيمنا عليه فاحکم بينهم بما أنزل الله و لا تتبع أهواءهم عما جاءک من الحق لکل
جعلنا منکم شرعه و منهاجا و لو شاء الله لجعلکم أمه واحده و لکن ليبلوکم ف ما آتاکم
فاستبقوا الخيرات الى الله مرجعکم جميعا فينبئکم بما کنتم فيه تختلفون (۴۸)و أن
احکم بينهم بما أنزل الله و لا تتبع أهواءهم و احذرهم أن يفتنوک عن بعض ما أنزل
الله اليک فان تولوا فاعلم أنما يريد الله أن يصيبهم ببعض ذنوبهم و ان کثيرا من
الناس لفاسقون (۴۹) أ فحکم الجاهليه يبغون و من أحسن من الله حکما لقوم يوقنون
(۵:۵۰)
"We sent down to you THIS BOOK truthfully, confirming all previous
scriptures, and superseding them. You shall judge among them according to what
is sent down from God (this book), and do not follow their wishes if they
deviate from the truth.... You shall judge among them according to what is send
down from God (this book); do not follow their wishes, and BEWARE lest they
divert you from that which is sent down to you from God (this book).... Would
they seek the laws of ignorance? WHO IS BETTER THAN GOD as a law-maker, for
those who sincerely believe?" (Quran ۵:۴۸-۵۰)
۴۸ - سپس اين کتاب آسمانى
را، به حقيقت بر تو فرو فرستاديم، که کتاب هاى آسمانى قبل را تصديق مى کند و
جايگزين آنهاست. بايد طبق آيات خدا بين آنها حکم کنى، اگر خواسته هاى آنها با
حقيقتى که دريافت کردى مغايرت دارد، از آن پيروى نکن....... ۴۹ - بايد در بين آنها
بر طبق آياتى که خدا بر تو نازل کرده حکم کنى. از خواسته هاى آنها پيروى نکن و
هوشيار باش مبادا تو را از بعضى از آيات خدا منحرف کنند...... ۵۰ - آيا آنها مى
خواهند از احکام زمان جاهليت پيروى کنند احکام چه کسى بهتر از خداست براى کسانى که
به يقين رسيده اند(۵:۵۰)
MUHAMMAD FORBIDDEN FROM UTTERING ANY RELIGIOUS
INSTRUCTIONS
OTHER THAN QURAN
محمد از بيان کردن هر تعليم دينى جز
قرآن منع شده بود.
انه لقول رسول کريم (۴۰) و ما هو بقول شاعر قليلا
ما تؤمنون (۴۱) و لا بقول کاهن قليلا ما تذکرون (۴۲) تنزيل من رب العالمين (۴۳) و
لو تقول علينا بعض الَأقاويل (۴۴) لَأخذنا منه باليمين (۴۵) ثم لقطعنا منه الوتين
(۴۶) فما منکم من أحد عنه حاجزين (۶۹:۴۷)
"This (Quran) is the utterance of
an honorable messenger. It is not the utterance of a poet; rarely do you
believe. Nor is it the utterance of a soothsayer; rarely do you take heed. A
revelation from the Lord of the universe. HAD HE EVER UTTERED ANY OTHER
RELIGIOUS UTTERANCES (attributed to us), we would have punished him severely,
then we would have stopped the revelation to him (fired him). None of you could
have protected him against us." (۶۹:۴۰-۴۷)
۴۰ - اين سخن رسولى محترم است.
۴۱ - سخن يک شاعر نيست؛ چه به ندرت توجه مى کنيد. ۴۲ - و سخن يک غيبگو نيست؛ چه به
ندرت توجه مى کنيد. ۴۳ - وحى شده از جانب پروردگار جهان. ۴۴ - اگر او تعليمات ديگرى
به زبان مى آورد. ۴۵ - ما او را تنبيه مى کرديم. ۴۶ - ما وحى را بر او متوقف مى
گردانيديم. ۴۷ - هيچ يک از شما نمى توانست او را يارى دهد.(۶۹:۴۷)
These
very clear verses teach us that Muhammad was forbidden from uttering any
religious teachings beside Quran. The strength of the Arabic text cannot be
fully translated to English. But the powerful expressions leave no doubt
whatsoever that the Prophet's sole function was to "DELIVER" Quran, the whole
Quran, and NOTHING but Quran.
اين آيات بوضوح به ما ياد مى دهد که محمد از
بيان تعليمات دينى ديگرى در کنار قرآن منع شده بود. ترجمه انگليسى قدرت معنى کلمات
عربى را کاملاٍ جايگزين نمى کند، اما طرز بيان محکم آن هيچگونه شکى باقى نمى گذارد
که تنها ماَموريت پيغمبر اين بوده است که قرآن را "تحويل" دهد، تمام قرآن و هيچ چيز
جز قرآن.
MUHAMMAD ORDERED NEVER TO DEVIATE FROM QURAN.
DEVIATION
MEANT SEVERE PUNISHMENT
به محمد دستور داده شده بود که هرگز از قرآن منحرف
نشود. منحرف شدن يعنى مجازات شديد.
و ان کادوا ليفتنونک عن الذ
أوحينا اليک لتفتر علينا غيره و اذا لاتخذوک خليلا (۷۳) و لولا أن ثبتناک لقد کدت
ترکن اليهم شيئا قليلا (۷۴) اذا لَأذقناک ضعف الحياه و ضعف الممات ثم لا تجد لک
علينا نصيرا (۷۵ :۱۷)
"They almost diverted you (O Muhammad) from our
revelations to you; they wanted you to fabricate something else to consider you
a friend. If it were not that we strengthened you, you almost leaned towards
them a little bit. Had you done it, we would have doubled the punishment for you
in this life, and after death; no one could have protected you against us."
(۱۷:۷۳-۷۵)
۷۳ - نزديک بود ترا از آنچه به تو وحى کرده بوديم منحرف کنند.
آنها مى خواستند که تو چيزهايى ديگر از خود بسازى، تا تو را دوست خود بدانند......
۷۴ - اگر براى اين نبود که تو را قوى کرديم، نزديک بود کمى به ايشان گرايش پيدا
کنى....... ۷۵ - اکر چنين مى کردى، در اين دنيا و پس از مرگ مجازات تو را دو برابر
مى کرديم و در برابر ما هيچ فريادرسى براى خود نمى يافتى.(۱۷:۷۵)
In setting
the example for us, the Prophet was ordered to adhere strictly to God's
revelations to him, specifically identified in ۵:۴۸-۵۰ (Page ۳) as
Quran.
درمثالى که براى ما زده شده است، به پيغمبر فرمان داده شده بود که
خيلى محکم از آيات خدا تبعيت کند.
با The slightest deviation from Quran
(see verse ۷۴ above) incurs severe retribution.
کوچکترين انحراف از قرآن
دچار مجازات شديد مى شد.
Muhammad ordered to deliver QURAN ALONE, without
the least alteration, and never to "fabricate" anything else:
به محمد
فرمان داده شده بود که فقط قرآن را تحويل دهد،
بدون کوچکترين تغيير و هرگز
چيزى از خود نسازد.
و اذا تتلى عليهم آياتنا بينات قال الذين لا
يرجون لقاءنا ائت بقرآن غير هذا أو بدله قل ما يکون ل أن أبدله من تلقاء نفس ان
أتبع الا ما يوحى ال ان أخاف ان عصيت رب عذاب يوم عظيم (۱۵) قل لو شاء الله ما
تلوته عليکم و لا أدراکم به فقد لبثت فيکم عمرا من قبله أ فلا تعقلون (۱۶) فمن أظلم
ممن افترى على الله کذبا أو کذب بآياته انه لا يفلح المجرمون (۱۷) و يعبدون من دون
الله ما لا يضرهم و لا ينفعهم و يقولون هؤلاء شفعاؤنا عند الله قل أ تنبئون الله
بما لا يعلم ف السماوات و لا ف الَأرض سبحانه و تعالى عما يشرکون
(۱۰:۱۸)
"When our verses are recited for them, those who do not expect to
meet us would say, 'Bring a Quran other than this, or change it.' Say (O
Muhammad), 'I cannot change it on my own initiative. I simply follow what is
revealed to me. I fear, if I disobey my Lord, the retribution of a terrible
day.' ...Who is more wicked than one who invents lies about God, or rejects His
revelations? The guilty never succeed. Yet, they idolize beside God those who
possess no power to harm them or benefit them, and say, 'These are our
intercessors with God.' ...such is idol-worship." (۱۰:۱۵-۱۸)
۱۵ - و چون
آيات ما براى آنان بازگو شود، کسانيکه انتظار ندارند با ما ملاقات کنند مى گويند،
"قرآنى به غير از اين بياور، يا آن را تغيير ده!" بگو، "من فقط از آنچه که بر من
وحى شده پيروى مى کنم. اکر من از پروردگارم نافرمانى کنم، از مجازات روزى هولناک مى
ترسم." ۱۶ - بگو، "اگر خدا مى خواست، من آن را براى شما بازگو نمى کردم و شما هيچ
چيز درباره آن نمى دانستيد. من پيش از اين عمرى در بين شما زندگى کرده ام (و شما
مرا به عنوان آدمى سالم وراستگو شناخته ايد). آيا نمى فهميد" ۱۷ - کيست نابکارتر از
آن کس که از خود دروغ ببافد و آن را از قول خدا بيان کند، يا آيات او را نپذيرد.
مسلماٍ متخلفين هرگز توفيق نمى يابند. ۱۸ _ آنان در کنار خدا کسانى را عبادت مى
کنند که قدرت ندارند به آنان سود يا زيان برسانند و مى گويند، " اينان نزد خدا
شفيعان ما هستند!" بگو، " آيا خدا را از چيزى خبر مى دهيد که او در آسمانها و زمين
نمى داند" تسبيح او را. او والاترين است. بسيار برتر از اينکه به شريک نياز داشته
باشد.(۱۰:۱۸)
ONE GOD / ONE SOURCE
يک خدا / يک منشاء
Our
Almighty Creator commands that QURAN, specifically QURAN, SHALL BE THE ONLY
SOURCE of religious teachings.
خالق مطلق فرمان مى دهد که قرآن، اختصاصاٍ
قرآن، بايد تنها منشاء تعليمات دينى باشد.
Furthermore, we are told that
THE ACCEPTANCE OF ANY OTHER SOURCES for religious guidance equals the setting up
of OTHER GODS BESIDE GOD:
علاوه بر آن، به ما فرمان داده مى شودکه پذيرفتن
هر منشاء ديگرى براى هدايت دينى مساوى اين است که خداى ديگرى در کنار خدا
گذاريم.
قل أ شء أکبر شهاده قل الله شهيد بين و بينکم و أوح
ال هذا القرآن لَأنذرکم به و من بلغ أ انکم لتشهدون أن مع الله آلهه أخرى قل لا
أشهد قل انما هو اله واحد و انن برء مما تشرکون (۶:۱۹)
"Say (O Muhammad),
'Whose testimony is greater?' Say, 'God is the witness between me and you that
THIS QURAN was given to me to preach it to you, and to whomever it reaches.'
However, you certainly bear witness that you set up other gods beside God (by
upholding other sources beside Quran). Say, 'I will never do what you are doing;
I disown your idol-worship.'" (۶:۱۹)
۱۹ - بگو، "شهادت چه کسى بالاترين
است" بگو، "شهادت خدا. او بين من و شما شاهد است که اين قرآن به من وحى شده، تا آن
را به شما و به هرکس که به آن دست يابد ابلاغ کنم. در واقع شما غير از خدا به
خدايان ديگر هم تشهد مى دهيد." بگو، "من مانند شما تشهد نمى دهم؛ فقط يک خدا وجود
دارد، و من شرک شما را رد مى کنم.(۶:۱۹)
This profound verse, which
happens to be verse [۱۹] of Sura ۶, enjoins the believers from upholding or
following ANY OTHER SOURCE BESIDE QURAN, and that doing this is equivalent to
the setting up of other gods beside God.
اين آيه عميق که اتفاقاٍ آيه (۱۹)
سوره ۶ هست، مؤمنان را از پيروى هر منبعى در کنار قرآن منع مى کند و انجام اين کار
مساوى با اين است که خداى ديگرى در کنار خدا بگذاريم.
ONE GOD / ONE
SOURCE
يک خدا / يک منشاء
In the strictest possible language, we
are commanded to uphold Quran, the whole Quran, and nothing but Quran.
با
دقيق ترين زبان ممکن، به ما فرمان داده مى شود که از قرآن پيروى کنيم، تمام قرآن و
هيچ چيز جز قرآن.
Repeatedly, we are commanded to uphold Quran as the
ONLY SOURCE OF RELIGIOUS GUIDANCE.
مدام به ما فرمان داده مى شود که فقط
قرآن را منشاء هدايت دينى قرار دهيم.
Again and again, we are reminded
that the following of
ANY OTHER SOURCE BESIDE QURAN EQUALS THE SETTING
UP OF OTHER GODS BESIDE GOD.
دوباره و دوباره، به ما يادآورى مى شود که
پيروى ازهر منشاء ديگرى در کنار قرآن مساوى است با گذاشتن خداى ديگرى در کنار خدا.
Verses ۲۲ through ۳۸ of Sura ۱۷ represent some of the most important
commandments in Quran. Immediately following these verses we find the verse
shown below:
آيات ۲۲ - ۳۸ سوره ۱۷بيانگرتعدادى از مهمترين فرمان ها در قرآن
است. بعد از اين آيات آيه پايين را ميبينيم:
ذلک مما أوحى اليک ربک
من الحکمه و لا تجعل مع الله الها آخر فتلقى ف جهنم ملوما مدحورا
(۱۷:۳۹)
"This is some of the wisdom revealed to you (in this Quran), and
YOU SHALL NOT SET UP ANY OTHER GOD BESIDE GOD (by following any other source
beside Quran). Otherwise, you will be thrown into hell, blamed and debased."
(۱۷:۳۹)
۳۹ - اين مقدار دانشى است که پروردگارت به تو وحى کرده است. در کنار
خدا معبود ديگرى قرار نده، مبادا که عاقبت در جهنم افتى، سرزنش شده و شکست
خورده.(۱۷:۳۹)
Despite all these clear commandments and extremely
strict injunctions, why do the followers of Hadith & Sunna fail to uphold
the Quran alone? See the answer on Page ۹.
با وجود اين همه دستورات واضح و
احکام بسيار دقيق، چرا پيروان حديث و سنت نمى توانند فقط از قرآن پيروى
کنند
QURAN: AN EXTRAORDINARY BOOK
قرآن يک کتاب شگفت
آور
Despite the clear commandments, why do the followers of Hadith &
Sunna fail to uphold Quran ALONE?
با وجود دستورات واضح، چرا پيروان حديث و
سنت نمى توانند فقط از قرآن پيروى کنند
The answer is provided in the same
Sura following the commandment shown on Page ۸. Verses ۴۵ and ۴۶ of Sura ۱۷
inform us that those who refuse to believe God and heed His commandment to
uphold Quran ALONE are deliberately isolated from Quran. These two crucial
verses are shown below:
جواب درهمان سوره وجود دارد، آيات ۴۵و۴۶ از سوره۱۷
ما را آگاه مى کند کسانى که از ايمان به خدا و توجه به دستورات او مبنى بر تاييد
فقط قرآن امتناع مى کنند عمداَ از قرآن جدا مى افتند.
و اذا قرأت
القرآن جعلنا بينک و بين الذين لا يؤمنون بالَآخره حجابا مستورا (۴۵) و جعلنا على
قلوبهم أکنه أن يفقهوه و ف آذانهم وقرا و اذا ذکرت ربک ف القرآن وحده ولوا على
أدبارهم نفورا (۱۷:۴۶)
"When you read the Quran, we place between you and
those who do not believe in the Hereafter an invisible barrier. And we place
shields on their hearts,to prevent them from understanding Quran, and deafness
in their ears. Consequently, when you preach your Lord IN THE QURAN ALONE they
run away in aversion." (۱۷:۴۵-۴۶)
۴۵ - و چون قرآن بخوانى، ما ميان تو و
آنانکه به آخرت ايمان ندارند حصارى نامرئى قرار مى دهيم. ۴۶ - ما بر افکار آنان
پوشش مى گذاريم، تا آن را نفهمند و در گوشهايشان ناشنوايى. و چون درباره پروردگارت
سخن بگويى و فقط از قرآن استفاده کنى، آنان با بيزارى فرار مى
کنند.(۱۷:۴۶)
WHAT MORE CAN WE SAY ??
ديگر چه چيزى مى توان
گفت
DO YOU BELIEVE GOD OR NOT?
آيا به خدا ايمان داريد يا
نه
God says that Quran is COMPLETE, PERFECT, & FULLY DETAILED, and
that you shall not seek any other source:
خدا مى فرمايد قرآن کامل، بى عيب
و مفصل با جزئيات است و شما نبايد منشاء ديگرى را بجويد.
ما فرطنا ف الکتاب
من شء ثم الى ربهم يحشرون (۳۸) و الذين کذبوا بآياتنا صم و بکم ف الظلمات من يشأ
الله يضلله و من يشأ يجعله على صراط مستقيم (۶:۳۹)
"We did not leave
anything out of this book, then all will be gathered before their Lord (for
judgment). Those who do not believe our verses are deaf and dumb; in total
darkness. God sends astray whomever He wills, and directs whomever He wills in
the right path." (۶:۳۸-۳۹)
۳۸ - ما در اين کتاب کوچکترين نکته اى را
فروگذار نکرده ايم. تمام اين مخلوقات، نزد پروردگار خود احضار خواهند شد. ۳۹ -
کسانى که مدرک هاى ما را رد مى کنند، کر و گنگ هستند و در تاريکى مطلق بسر مى برند.
خدا هر که را بخواهد، گمراه و هر که را بخواهد، به راه مستقيم هدايت مى کند.
(۶:۳۹)
أ فغير الله أبتغ حکما و هو الذ أنزل اليکم الکتاب مفصلا
(۶:۱۱۴)
"Shall I seek other than God as a source of law, when He revealed
THIS BOOK FULLY DETAILED? (۶:۱۱۴)
۱۱۴- آيا غير از احکام خدا، احکام ديگرى
را مرجع قرار دهم، در حاليکه او اين کتاب را با تمام جزئيات نازل کرده است اهل کتاب
تشخيص مى دهند که اين از جانب پروردگارت، با حقيقت نازل شده است. نبايد هيچ شکى به
خود راه دهى. (۶:۱۱۴)
و تمت کلمه ربک صدقا و عدلا (۶:۱۱۵)
"The word
of your Lord is COMPLETE in truth & justice." (۶:۱۱۵)
۱۱۵- کلام
پروردگار تو، در راستى و عدالت، کامل است. هيچ چيز نبايد کلمات او را لغو کند. اوست
شنوا، داناى مطلق.(۶:۱۱۵)
THE CONSEQUENCE OF NOT BELIEVING
GOD
نتيجه ايمان نياوردن به خدا
As shown on Page ۱۰, God says that
Quran is COMPLETE, PERFECT, AND FULLY DETAILED.
خدا مى فرمايد قرآن کامل،
بى عيب و مفصل با جزئيات است.
His commandments are clear and strict that
YOU SHALL NOT UPHOLD ANYTHING ELSE BESIDE QURAN as a source of religious
guidance (see pages ۷ & ۸).
فرمان هاى او واضح و محکم است، که شما براى
هدايت دينى از هيچ منشاء ديگرى در کنار قرآن پيروى نکنيد.
Now, you have
the total freedom to decide to believe God, or to reject His statements, and
ignore His commandments, provided you are willing (or unwilling) to accept the
consequences. You agree, no doubt, that refusing to believe God is a very
serious offense. Just how serious is expressed in verse ۴۰ of Sura
۷:
اکنون، آزادى کامل داريد که به خدا ايمان بياوريد، يا گفته هاى او را
تکذيب کنيد و به فرمان هاى او بى اعتناء باشيد، در صورتى که شما خواسته (يا نا
خواسته) نتيجه آن را پذيرفتيد. بدون شک شما قبول مى کنيد، ايمان نياوردن به خدا
گناهى بسيار جدى است. (مراجعه به۷:۴۰)
ان الذين کذبوا بآياتنا و استکبروا
عنها لا تفتح لهم أبواب السماء و لا يدخلون الجنه حتى يلج الجمل ف سم الخياط و کذلک
نجز المجرمين (۷:۴۰)
"Surely, those who do not believe our revelations,
and are too arrogant to heed them, the gates of the sky never open for them, nor
will they ever enter Paradise until the camel passes through the needle's eye.
We thus requite the guilty." (۷:۴۰)
۴۰ - مطمئناٍ ، کسانى که آيات ما را
تکذيب مى کنند و متکبرتر از آن هستند که از آنها پيروى کنند، دروازه هاى آسمان هرگز
به روى آنها باز نخواهد شد و به بهشت وارد نخواهند شد، تا اينکه شتر از سوراخ سوزن
رد شود. اينچنين مجرمين را مجازات مى دهيم.(۷:۴۰)
Thus, it is A PHYSICAL
IMPOSSIBILITY for those who refuse to believe God to enter Paradise.
پس،
براى آنان که به خدا ايمان نمى آورند عملاَ غير ممکن است وارد بهشت
شوند.
IMPORTANT CRITERION OF DIVINE REVELATION
معيار مهم آيات
الهى
Some people claim that the "Hadith & Sunna" are divine
revelations. Obviously, they are not aware that the criterion of divine
revelation is PERFECT PRESERVATION. Since the so-called hadith & sunna of
the Prophet have been vastly corrupted, they can never meet the criterion of
divine revelation. It is an acknowledged fact that the vast majority of Hadiths
are false fabrications.
بعضى از مردم ادعا مى کنند که ٍ حديث و سنت"آيات
الهى هستند. واضح است، آنان آگاه نيستند که معيار آيات الهى حفاظت کامل آن است. چون
حديث و سنت پيغمبر زياد تحريف شده اند، هرگز نمى تواند معيار آيات الهى شود. اين يک
واقعيت تصديق شده است که اکثر حديث ها دروغ هايى ساختگى هستند.
انا نحن
نزلنا الذکر و انا له لحافظون (۱۵:۹)
"We have sent down the revelation,
and we will surely preserve it." (۱۵:۹)
۹ - ما پيام را نازل کرديم و قطعاٍ
، ما آن را حفظ خواهيم کرد. (۱۵:۹)
جاءهم و انه لکتاب عزيز (۴۱) لا يأتيه
الباطل من بين يديه و لا من خلفه تنزيل من حکيم حميد (۴۱:۴۲)
"Indeed, this
is an honorable scripture. Falsehood could never enter it in the past, present,
or future; a revelation from the most wise, the most praised."
(۴۱:۴۱-۴۲)
۴۱ - ...... حقيقتاَ اين کتاب آسمانى محترمى است. ۴۲ - هيچ کلام
باطلى در گذشته يا درآينده نمى تواند در آن وارد شود؛ وحى است از جانب آن بسيار
حکيم و قابل ستايش. (۴۱:۴۲)
The blasphemy is evident when they claim that
Hadith and Sunna are divine revelations. Do they not realize that God Almighty
is capable of preserving His revelations?
اين کفرى مشخص است هنگامى که
ادعا مى کنند حديث و سنت وحى الهى است. آيا آنها درک نمى کنند که خداى قادرمطلق مى
تواند آياتش را حفظ کند.
HADITH & SUNNA = ۱۰۰% CONJECTURE
حديث
و سنت = %۱۰۰ حدس
Although God declares that Quran is FULLY DETAILED,
& shall be the only source, the majority of Muslims have been duped into
following the conjecture known as Hadith & Sunna.
اگرچه خدا اعلام مى
کند که قرآن با جزئيات مفصل است و بايد تنها منشاء باشد، اما اکثريت مسلمانان در
پيروى از حدسياتى مانند حديث و سنت فريب خورده اند.
While Quran is proven
by PHYSICAL EVIDENCE to be the authentic and unaltered word of God (see the
book, "QURAN: VISUAL PRESENTATION OF THE MIRACLE"), Hadith and Sunna are
unanimously recognized as conjecture.
درحاليکه از طريق مدرک فيزيکى ثابت
شده که قرآن کلام معتبر و غير تغيير خداست (کتاب، "قرآن: نمايش ديدنى معجزات" را
مشاهده کنيد)، حديث و سنت به اتفاق، به عنوان حدسيات شناخته شده اند.
أ
فغير الله أبتغ حکما و هو الذ أنزل اليکم الکتاب مفصلا و الذين آتيناهم الکتاب
يعلمون أنه منزل من ربک بالحق فلا تکونن من الممترين (۱۱۴) و تمت کلمه ربک صدقا و
عدلا لا مبدل لکلماته و هو السميع العليم (۱۱۵) و ان تطع أکثر من ف الَأرض يضلوک عن
سبيل الله ان يتبعون الا الظن و ان هم الا يخرصون (۶:۱۱۶)
"Shall I seek
OTHER THAN GOD as a source of law, when He has revealed THIS BOOK FULLY
DETAILED? ....The word of your Lord is COMPLETE, in truth and justice. Nothing
shall abrogate His words; He is the hearer, the omniscient. Yet, if you obey the
majority of people, they will take you away from the path of God. That is
because they follow CONJECTURE, and they fail to think." (۶:۱۱۴-۱۱۶)
۱۱۴-
"آيا غير از احکام خدا، احکام ديگرى را مرجع قرار دهم، در حاليکه او اين کتاب را با
تمام جزئيات براى شما نازل کرده است....... ۱۱۵- کلام پروردگار تو، در راستى و
عدالت، کامل است. هيچ چيز نبايد کلمات او را لغو کند. اوست شنوا، داناى
مطلق........ ۱۱۶- اگر از اکثريت مردم روى زمين اطاعت کنى، تو را از راه خدا منحرف
مى کنند. آنها فقط از گمان خود پيروى مى کنند و فقط حدس مى زنند."(۶:۱۱۶)
ان
يتبعون الا الظن و ما تهوى الَأنفس و لقد جاءهم من ربهم الهدى (۵۳:۲۳)
"They
insist upon following conjecture, when the guidance is given to them herein from
their Lord." (۵۳:۲۳)
۲۳ - ...... آنها از گمان و تمايلات شخصى خود پيروى مى
کنند، هنگاميکه در اين از جانب پروردگارشان براى آنها هدايتى به حق آمده است.
(۵۳:۲۳)
OBEYING THE MESSENGER IS CONDITIONED
اطاعت از رسول شرط
دارد
Obeying the messenger is absolute only as far as the Quranic
revelations are concerned.
اطاعت از رسول فقط درارتباط با آيات قرآنى مطلق
است.
Obeying the messenger is in upholding Quran, the whole Quran, and
nothing but Quran.
اطاعت از رسول اين است که از قرآن پيروى شود، تمام قرآن
و هيچ چيز جز قرآن.
Obedience is strictly ON CONDITION THAT the source is
God through the messenger, and not the messenger who is no more than a human
being, subject to errors.
اطاعت کردن اکيد تحت شرايطى است که منشاء خداست
از طريق رسول؛ نه رسول که انسانى بيش نيست و قابل خطاست.
As shown in the
verse below, the messenger as a man is to be obeyed ONLY if he is
right:
در آيه ذيل مشاهده مى شود، رسول به عنوان يک انسان فقط مواقعى بايد
اطاعت شود که او صحيح باشد.
يا أيها النب اذا جاءک المؤمنات يبايعنک على أن
لا يشرکن بالله شيئا و لا يسرقن و لا يزنين و لا يقتلن أولادهن و لا يأتين ببهتان
يفترينه بين أيديهن و أرجلهن و لا يعصينک ف معروف فبايعهن و استغفر لهن الله ان
الله غفور رحيم (۶۰:۱۲)
"O prophet, if the believing women come to you and
pledge that they will not idolize anything beside God, nor steal, nor commit
adultery, nor kill their children, nor produce any falsehood, nor disobey you
WHEN YOU ARE RIGHT, you shall accept their pledge, and ask God to forgive them."
(۶۰:۱۲)
۱۲ - اى پيامبر، هنگامى که زنان مؤمن (که کافران را ترک کرده اند)
از تو پناهندگى بخواهند و با تو عهد کنند که در کنار خدا شريکى قرار نخواهند داد و
دزدى نکنند، مرتکب زنا نشوند، فرزندان خود را نکشند، از خود دروغ نسازند و از
دستورات پرهيزکارانه تو نافرمانى نکنند، عهد آنها را بپذير و به درگاه خدا براى
آمرزش آنها دعا کن. خداست آمرزنده، بسيار رحيم. (۶۰:۱۲)
Thus, the condition
is evident that Muhammad the man, unlike Muhammad the messenger, shall be obeyed
ONLY IF HE IS RIGHT.
پس، شرايط نشان مى دهد محمد به عنوان يک انسان و نه
محمد به عنوان رسول بايد اطاعت شود فقط اگر او صحيح باشد.
OBEYING THE
MESSENGER IS CONDITIONED
اطاعت از رسول شرط دارد
The Quran
emphasizes that obedience is absolute when the source is God, while the personal
opinion of the messenger may be detrimental to him and/or to those who follow
his personal opinions:
قرآن تاکيد مى کند که اطاعت مواقعى قطعى است که
منشاء خداست، در حالى که نظر شخصى رسول مى تواند زيان آور به خودش و يا آنان که
پيرو عقايد شخصى او هستند باشد:
ما أصابک من حسنه فمن الله و ما أصابک من
سيئه فمن نفسک و أرسلناک للناس رسولا و کفى بالله شهيدا (۷۹) من يطع الرسول فقد
أطاع الله و من تولى فما أرسلناک عليهم حفيظا (۴:۸۰)
"Anything good that
happens to you (O Muhammad) is from God. And anything bad that happens to you is
from you. We have sent you as a messenger to the people, and God suffices as a
witness. Whoever obeys the messenger is obeying God. As for those who turn away,
we did not send you as their guardian." (۴:۷۹-۸۰)
۷۹ - هر اتفاق خوبى که
براى تو (محمد) رخ دهد از جانب خداست و هر اتفاق بدى که براى تو رخ دهد از جانب خود
توست. ما تو را به رسالت نزد مردم فرستاده ايم و خدا به عنوان شاهد کافى است. ۸۰ -
هر کس از رسول اطاعت کند، از خدا اطاعت مى کند. و اما آنان که روى گردانند، ما تو
را به عنوان محافظ آنها نفرستاديم. (۴:۸۰)
Thus, the personal opinion of
Muhammad may be bad, or may cause bad things to happen. On the other hand,
Muhammad the messenger utters THE WORDS OF GOD, i.e., the Quran, and must be
obeyed absolutely. For whoever obeys the messenger is obeying God, and we are to
obey the commandments of God, not the commandments of men.
پس، نظر شخصى
محمد مى تواند بد باشد يا مى تواندسبب اتفاق بدى باشد. در حاليکه محمد به عنوان
رسول سخن خدا، قرآن رابيان مى کند و بايد مطلقاٍ اطاعت شود. هر کس از رسول اطاعت
کند، از خدا اطاعت مى کند و ما بايد احکام خدا را اطاعت کنيم و نه احکام انسان
را.
OBEYING THE MESSENGER IS CONDITIONED
اطاعت از رسول شرط
دارد
The Quran gives numerous examples that we must obey what Muhammad
uttered as a messenger of God, and NOT NECESSARILY what he uttered as a man. As
a messenger, he uttered Quran, and nothing but Quran.
قرآن مثال هاى زيادى
مى زند که ما بايد آنچه را که محمد به عنوان رسول خدا بيان کرد، اطاعت کنيم و نه
لزوماٍ چيزى را که به عنوان يک انسان بيان کرد. به عنوان يک رسول، او قرآن رابيان
کرد و هيچ چيز جز قرآن.
Furthermore, the Quran teaches that Muhammad the
man actually committed serious errors. Thus, in the verse shown below we see
that God wished to establish a law whereby a man can marry the divorced wife of
his adopted son. Muhammad was to be our example. However, this was contrary to
the traditions of Arabia, and the Prophet actually "feared the people instead of
fearing God."
گذشته از اين، قرآن تعليم مى دهد که محمد به عنوان يک انسان
مرتکب اشتباه هاى جدى شد. از اين قرار، در آيه ذيل مى بينيم که خدا خواستار برپا
کردن قانونى بود، که به موجب آن مرد مى تواند با زن مطلقه پسر خوانده اش ازدواج
کند. محمد مورد اين مثال قرار گرفت. هر چند، اين قانون مخالف سنت عربستان بود و
پيغمبر عملاٍ بجاى خدا از مردم ترسيد.
و اذ تقول للذ أنعم الله عليه و أنعمت
عليه أمسک عليک زوجک و اتق الله و تخف ف نفسک ما الله مبديه و تخشى الناس و الله
أحق أن تخشاه فلما قضى زيد منها وطرا زوجناکها لک لا يکون على المؤمنين حرج ف أزواج
أدعيائهم اذا قضوا منهن وطرا و کان أمر الله مفعولا (۳۳:۳۷)
"You said to
the one blessed by God and blessed by you, 'Do not divorce your wife, and
observe God.' Thus, you hid in yourself what God wanted to declare, and you
feared the people when God is the one you should fear. Then, when Zeid
(Muhammad's adopted son) finally divorced her, we had you marry her. This was
done to show that the believing men are allowed to marry the divorced wives of
their adopted sons. The commands of God shall be carried out." (۳۳:۳۷)
۳۷
- بياد آور که تو به آن کسى که خدا او را مورد لطف قرار داد و تو او را مورد لطف
قرار دادى گفتى، "زنت را نگهدار و خدا را محترم بدار، " و تو چيزى را در درون خود
مخفى کردى که خدا مى خواست اعلام کند. پس، تو از مردم ترسيدى، در حاليکه بايد فقط
از خدا مى ترسيدى هنگامى که همه چيز کاملاٍ بين زيد و زنش تمام شد، ما تو را وادار
به ازدواج با او کرديم، تا اين نشان دهد که يک مرد بتواند با زن مطلقه پسر خوانده
اش ازدواج کند. امر خدا بايد اجرا شود. (۳۳:۳۷)
OBEYING THE
MESSENGER IS CONDITIONED
اطاعت از رسول شرط دارد
One complete Sura
illustrates the fact that we are to obey Muhammad ONLY in his Quranic
utterances, and NOT in his personal utterances or personal behavior. This rules
out the so-called "Hadith" and the so-called "Sunna" as legitimate sources of
religious guidance.
يک سوره کامل نشان مى دهد که محمد فقط بايد در مورد سخن
هاى قرآنى و نه سخن هاى شخصى يا رفتار شخصى اش اطاعت شود. اين قانون آنچه را که
بعنوان حديث و سنت براى منشاء هدايت دينى ناميده مى شود، تکذيب مى کند.
The
Sura is entitled "'Abasa = He Frowned", and narrates an incident where Muhammad
ignored a poor blind man, and gave his full attention to a rich man:
اين
سوره "عبس = او اخم کرد" ناميده شده است و ماجرائى را شرح مى دهد که محمد به يک مرد
کور فقير بى اعتنائى کرد و تمام توجه اش را متوجه مرد ثروتمند کرد.
عبس و
تولى (۱) أن جاءه الَأعمى (۲) و ما يدريک لعله يزکى (۳) أو يذکر فتنفعه الذکرى (۴)
أما من استغنى (۵) فأنت له تصدى (۶) و ما عليک ألا يزکى (۷) و أما من جاءک يسعى (۸)
و هو يخشى )۹(فأنت عنه تلهى (۱۰) کلا انها تذکره (۱۱) فمن شاء ذکره (۱۲)
"He
(Muhammad) frowned and turned away, when the blind man came to him. How do you
know; he may be saved? Or, he may heed the message and benefit from such
heeding. As for the rich man, you (Muhammad) gave him your attention. Even
though you cannot guarantee his salvation. But the one who came to you seeking
salvation, and sincerely reverent, you disregarded him. Indeed, THIS IS A
REMINDER, for those who choose to remember." (۸۰:۱-۱۲)
۱ - او (محمد) اخم
کرد و روى گرداند. ۲ - هنگامى که مرد نابينا به نزدش آمد. ۳ - تو چه مى دانى شايد
او خود را منزه کند. ۴ - يا اينکه توجه کند و از پيام فايده برد. ۵ - و اما آن مرد
ثروتمند. ۶ - تو به او توجه کردى. ۷ - با اينکه تو نمى توانستى ضامن نجات او باشى.
۸ - آن کسى که مشتاقانه به نزد تو آمد. ۹ - و واقعاٍ حرمت و احترام را نگهداشت. ۱۰
- تو به او اعتنا نکردى. ۱۱ - حقيقتاٍ اين يک تذکر است. ۱۲ - تا هر که مى خواهد پند
گيرد.(۱۸:۱۲)
THE IDOLIZATION OF MUHAMMAD
بت ساختن از
محمد
Refusing to believe God in His repeated assertions that the QURAN IS
COMPLETE, PERFECT, & SHALL BE THE ONLY SOURCE of religious guidance, and
following the conjecture known as Hadith & Sunna constitutes deification of
the prophet Muhammad against his will.
ايمان نياوردن به خدا برخلاف تاکيد
مکرر مبنى براينکه قرآن کامل و بى عيب است، و بايد تنها منشاء هدايت دينى باشد و
علاوه بر اينها پيروى از حدسيات در غالب حديث و سنت ايجاد الوهيت پيغمبر محمد را
عليرغم خواسته اش ترغيب مى کند.
قل لو کان البحر مدادا لکلمات رب لنفد
البحر قبل أن تنفد کلمات رب و لو جئنا بمثله مددا (۱۰۹) قل انما أنا بشر مثلکم يوحى
ال أنما الهکم اله واحد فمن کان يرجوا لقاء ربه فليعمل عملا صالحا و لا يشرک بعباده
ربه أحدا (۱۱۰)
"Say (O Muhammad), 'If the ocean were ink for the words of
my Lord, the ocean would have run out before my Lord runs out of words, even if
we supplied twice as much ink.' Say (O Muhammad), 'I am no more than a human
being like you. It has been revealed to me that your God is ONE GOD. Thus,
anyone who looks forward to meeting his Lord shall lead a righteous
life, and NEVER SET UP ANY IDOLS beside his Lord.'" (۱۸:۱۰۹-۱۱۰)
۱۰۹-
بگو(محمد)، "اگر اقيانوس براى کلمات پروردگار من مرکب مى بود، اقيانوس تمام مى شد،
قبل از اينکه کلمات پروردگار من به اتمام رسد، حتى اگر مرکب را دو چندان کنيم."۱۱۰-
بگو (محمد)، "من هم مانند شما بشرى بيشترنيستم، به من وحى شده که خداى شما خداى
واحد است. کسانيکه به ديدار پروردگار خود اميدوار باشند، بايد پرهيزکارى کنند و
هرگز معبودى در کنار پروردگار خود نگذارد."(۱۸:۱۱۰)
These verses clearly
inform us that God does not suffer from shortage of words; that He gave us ALL
THE WORDS we need in this Quran, and that we should not seek the words of
Muhammad, or anyone else, and that Muhammad is a man like other men; he should
not be idolized (see end of verse).
اين آيات واضح نشان مى دهد که خدا
کمبود لغت ندارد؛ او تمام لغاتى را که لازم داريم در اين قرآن به ما داد و نبايد
کلام محمد يا هر کس ديگرى را بطلبيم و محمد انسانى است مانند انسان هاى ديگر؛ از او
نبايد بت ساخت (انتهاى آيه را مشاهده کنيد)
QURAN: YOU SHALL NOT IDOLIZE
MUHAMMAD
قرآن: محمد را نبايد بت کرد
There are only two verses in
Quran that describe the prophet Muhammad as "no more than a human being like
you."
در قرآن فقط دو آيه است که شرح مى دهد پيغمبر محمد "بشرى بيش از شما
نيست."
IS IT COINCIDENCE THAT BOTH VERSES FORBID IDOLATRY AT THE END OF
EACH VERSE ??
آيا اين تصادفى است که هر دو مورد در پايان آيه شرک را منع مى
کند
The first verse is shown on the previous page, and the second verse
is shown below:
آيه اول در صفحه قبل نشان داده شده است و آيه دوم در زير
نشان داده مى شود:
قل انما أنا بشر مثلکم يوحى ال أنما الهکم اله واحد
فاستقيموا اليه و استغفروه و ويل للمشرکين(۶)
"Say (O Muhammad), 'I am no
more than a human being like you. It has been revealed to me that your God is
ONE GOD. Therefore, you shall observe Him ALONE, and ask His forgiveness, AND
WOE TO THE IDOL-WORSHIPERS.'" (۴۱:۶)
۶ - بگو (محمد)، "من بشرى بيش از شما
نيستم، که به من وحى شده که خداى شما خداى واحد است. بايد فقط به او اخلاص بورزيد و
از او آمرزش بخواهيد. واى بر مشرکين".(۴۱:۶)
The true believers believe
their Lord in His statements that QURAN IS COMPLETE, PERFECT, FULLY DETAILED,
AND SHALL BE THE SOLE SOURCE OF RELIGIOUS GUIDANCE. Only the idol-worshipers
will seek other than Quran. Following "Hadith & Sunna" is idolization of the
prophet Muhammad against his will.
مؤمنان واقعى به گفته پروردگارشان ايمان
دارند اينکه قرآن کامل، بى عيب و مفصل با جزئيات است وبايد فقط آن را منشاء هدايت
دينى قرار دهند. فقط مشرکين غير از قرآن را مى جويند. پيروى از "حديث و سنت" ساختن
بت از پيغمبر محمد است برخلاف خواسته اش.
THE ABUSE OF QURAN
سوء
استفاده کردن از قرآن
ان الله و ملائکته يصلون على النب يا أيها
الذين آمنوا صلوا عليه و سلموا تسليما (۵۶)
"God and His angels encourage
the prophet. O you who believe, you too shall encourage him, and support him
completely." (۳۳:۵۶)
۵۶ - خدا و فرشتگانش از پيامبرپشتيبانى مى کنند. اى
کسانى که ايمان آورده ايد، شما هم بايد به او کمک کنيد و از او پشتيبانى نماييد و
به او احترام بگذاريد، آنچنان که شايسته احترام است.(۳۳:۵۶)
This is by far
the most abused verse in the whole Quran. Through satanic distortions,
ignorance, and idol-worship, this verse causes millions of Muslims to glorify
the prophet against his will, instead of glorifying God.
در اين آيه به
مراتب بيش از همه آيات قرآن بوسيله تحريف هاى شيطانى، از جهالت و شرک سوء استفاده
شده است.، اين آيه موجب شده است که ميليون ها نفر از مسلمين، پيغمبر را برخلاف
خواسته اش درعوض ستايش خدا ستايش کنند.
People who sing the praises of
this particular verse day and night are obviously ignorant of two important
facts:
مردمى که روز و شب مشغول ستايش اين آيه به خصوص هستند، مسلماٍ نسبت
به دو واقعيت مهم نا آگاه هستند:
(۱) The word "Naby = prophet " when
referring to the prophet Muhammad
ALWAYS refers to him when he was
alive; not after his death.
(۱) کلمه "نبى = پيغمبر" که به پيغمبر محمد
برمى گردد، هميشه درحالى که او زنده باشد، به او اشاره مى کند ؛ نه بعد از
مرگش.
(۲) In the same Sura, and ۱۳ verses ahead of this verse, we find
that God
and His angels do the same honoring for ALL THE
BELIEVERS.
(۲) در همان سوره، ۱۳ آيه جلوتر از اين آيه، مى بينيم که خدا و
فرشتگانش همان گونه احترام را براى تمامى مؤمنان قائل مى شوند.
هو الذ يصل
عليکم و ملائکته ليخرجکم من الظلمات الى النور (۴۳)
"God and His angels
encourage the believers, to take them out of darkness. Into the light."
(۳۳:۴۳)
۴۳ - اوست که همراه با فرشتکانش، به شما دلگرمى مى دهد تا شما را از
تاريکى بسوى روشنايى راهنمايى نمايد.(۳۳:۴۳)
THE ABUSE OF QURAN
سوء
استفاده کردن از قرآن
Verse ۱۰۳ of Sura ۹ further clarifies the meaning of
the words "SSALLOO" and "YUSSALLEE." In this verse, we see that the Prophet is
commanded to "YUSSALLEE" for the believers, just as they are asked to do for him
in verse ۵۶ of Sura ۳۳ (see Page ۲۰).
آيه ۱۰۳، سوره ۹ معنى کلمه "صلوا" و
"يصَلون" راواضح نشان مى دهد؛ در اين آيه، مى بينيم که به پيغمبر"يصلون" از مؤمنان
فرمان داده شده است، همان طور که از آنان در آيه ۵۶ سوره ۳۳ براى او خواسته شده
است.
خذ من أموالهم صدقه تطهرهم و تزکيهم بها و صل عليهم ان صلاتک سکن لهم و
الله سميع عليم (۱۰۳)
"Take (O Muhammad) a portion of their money for
charity, in order to purify them and sanctify them, and encourage them (SSALLEE
'ALAYHIM) for your encouragement is a consolation for them. God is hearer,
omniscient." (۹:۱۰۳).
۱۰۳- از پول آنان صدقه اى بگير تا آنان را پاک و مقدس
کنى و به آنان دلگرمى بده (صَل عَلَيهم). زيرادلگرمى تو به آنان اطمينان مى بخشد.
خداست شنوا، بر همه چيز دانا.(۹:۱۰۳)
Thus, the true meaning of this
expression is "encourage," and NOT "praise day and night" as those who abuse the
Quran have indicated.
بنابراين، معنى حقيقى اين اصطلاح "دلگرمى و پشتبانى"
است و نه "ستايش شبانه روزى "برخلاف برداشت غلطى که ازقرآن شده است.
SUMMARY
خلاصه
۱.
God and His angels encourage the believers, to take them out of darkness into
the light(۳۳:۴۳).
۱. ۴۳ - اوست که همراه با فرشتکانش، به شما دلگرمى مى دهد
تا شما را از تاريکى بسوى روشنايى راهنمايى نمايد. (۳۳:۴۳)
۲. God and His
angels encourage the Prophet during his life to keep him on the right path
(۳۳:۵۶).
۲. ۵۶ - خدا و فرشتگانش به پيامبر دلگرمى مى دهند و در طى زندگى اش
از اوپشتيبانى مى کنند، تا او را در راه راست نگهدارند.(۳۳:۵۶)
۳. The
believers are asked to support the Prophet during his life (۳۳:۵۶), and the
Prophet does the same for the believers (۹:۱۰۳).
۳. از مؤمنان درخواست مى
شود که از پيغمبر در طى زندگى اش پشتيبانى کنند (۳۳:۵۶) و همچنين پيغمبر براى
مؤمنان (۹:۱۰۳).
THE ABUSE OF QURAN
سوء استفاده کردن از
قرآن
لقد کان لکم ف رسول الله أسوه حسنه لمن کان يرجوا الله و اليوم
الَآخر و ذکر الله کثيرا (۲۱)
"In the messenger of God, you have a good
example; a good example for those who are seeking God and the Last day, and
commemorate God frequently." (۳۳:۲۱)
۲۱ - رسول خدا سرمشق خوبى است براى آن
عده از شما که در جستجوى خدا و روز بازپسين هستند و مدام خدا را ياد مى
کنند.(۳۳:۲۱)
Satan used this verse to claim a special status for the
idolization of Muhammad, and to convince the people of the necessity of Sunna
(traditions) of the prophet.
شيطان اين آيه را اينچنين استفاده کرد تا
وضعيت خاصى را براى بت ساختن از محمد بوجود آورد و مردمى را که به سنت پيغمبر نياز
دارند؛ متقاعد کند.
There is no doubt that the prophet Muhammad is our
best example. And his example is set by upholding Quran, and nothing but
Quran.
در اين شکى نيست که پيغمبر محمد بهترين الگوى ماست. مثال او اين است
که پيروى کنيم از قرآن و نه هيچ چيز جز قرآن.
Obviously, those who fell in
Satan's trap are ignorant of the fact that ABRAHAM IS DESCRIBED IN QURAN IN THE
SAME WORDS; word for word.
واضح است آنان که در دام شيطان افتاده اند به
اين واقعيت که به ابراهيم نيز لغت به لغت با چنين کلماتى در قرآن شرح داده شده است؛
نادان اند.
قد کانت لکم أسوه حسنه ف ابراهيم و الذين معه (۵) لقد کان لکم
فيهم أسوه حسنه لمن کان يرجوا الله و اليوم الَآخر و من يتول فان الله هو الغن
الحميد (۶)
"In Abraham and those who believed with him, you have a good
example; for those who are seeking God and the Last day." (۶۰:۴, ۶)
۴ -
مثال خوبى از ابراهيم و کسانى که با او بودند براى شما زده شده است......... ۶ -
آنها سرمشق خوبى هستند براى کسانيکه در جستجوى خدا و روز آخر مى
باشند.(۶۰:۶)
DOES GOD HATE MUHAMMAD ???
آيا خدا با محمد دشمنى
دارد
Of course not. But when you repeat the same things that God says
about Muhammad in Quran, they accuse you of hating Muhammad.
البته نه.
اما وقتى چيزهائى را که خدا در باره محمد در قرآن گفته است تکرار مى کنيد، آنان شما
را به دشمنى با محمد متهم مى کنند.
Similarly, when you tell the Christians
that Jesus is a human being and a messenger of God, they accuse you of hating
Jesus.
مشابهاَ، هنگامى که به مسيحى ها مى گوييد عيسى يک انسان است و رسول
خدا، آنان شما را به دشمنى با عيسى متهم مى کنند.
MUHAMMAD CANNOT
GUIDE ANYONE (۲۸:۵۶)
محمد هيچ کس را نمى تواند هدايت کند
(۲۸:۵۶)
انک لا تهد من أحببت و لکن الله يهد من يشاء و هو أعلم
بالمهتدين (۵۶)
"You (Muhammad) cannot guide even the ones you love. God
is the one who guides whomever He wills, for He knows best those who deserve the
guidance."(۲۸:۵۶)
۵۶ - تو (محمد) نمى توانى کسى را که دوست دارى هدايت کنى.
فقط خداست که طبق خواست خود و طبق علم خود کسانى را که شايستگى دارند، هدايت مى
نمايد.(۲۸:۵۶)
The sole function of the prophet was to deliver Quran
without any alteration, addition, reduction, or explanation.
تنها ماموريت
پيغمبر اين بود که قرآن را تحويل دهد بدون هيچ تغيير، افزايش، تقليل و
تفسير.
Please see pages ۲۹-۳۵.
THE TRUE LOVE OF
MUHAMMAD
عشق واقعى به محمد
The true love of Jesus is to recognize
him as a human and a messenger of God. The Christians love Jesus so much, yet he
disowns them on the Day of Judgment (Matthew ۷:۲۳ and Quran ۵:۱۱۶).
عشق
واقعى به عيسى اين است که او را به عنوان يک انسان و رسول خدا بشناسيم. مسيحى ها
همچنان به عيسى عشق مى ورزند، در حالى که او آنان را در روز قضاوت از خود خواهد
راند. (متيو ۷:۲۳ و قرآن ۵:۱۱۶).
The true love of Muhammad is to recognize
him as a human and to follow his teachings, i.e., UPHOLD QURAN AND NOTHING BUT
QURAN. Those who follow "Hadith & Sunna" are named as Muhammad's enemies,
and Muhammad disowns them on the Day of Judgment as we see below:
عشق
واقعى به محمد اين است که او را به عنوان يک انسان بشناسيم و از تعليم هاى او پيروى
کنيم، پيروى از قرآن و هيچ چيز جز قرآن. آنان که از "حديث و سنت" پيروى مى کنند
دشمنان محمدناميده مى شوند و او آنان را در روز قضاوت از خود خواهد راند. همان طورى
که پايين مشاهده مى کنيم.
و قال الرسول يا رب ان قوم اتخذوا هذا القرآن
مهجورا (۳۰) و کذلک جعلنا لکل نب عدوا من المجرمين و کفى بربک هاديا و نصيرا
(۳۱)
"(On the day of judgment) the messenger will say, 'My Lord; my
people have deserted THIS QURAN.' We thus set up against every prophet enemies
from among the guilty. Your LORD SUFFICES AS A GUIDE AND SUPPORTER."
(۲۵:۳۰-۳۱)
۳۰ - (در آن روز قضاوت) رسول خواهد گفت، "پروردگارا، مردم من اين
قرآن را رها کردند." ۳۱ - ضمناٍ ، ما از ميان گناهکاران، عليه هر پيامبرى دشمنانى
قرار داديم. پروردگار تو به عنوان راهنما و سرور کافى است.(۲۵:۳۱)
Please
note the "word for word" similarity between verse ۳۱ above, and verse ۱۱۲ or
Sura ۶ which deals specifically with "Hadith."
به مشابهت "کلمه به
کلمه"بين آيه ۳۱ بالا و آيه ۱۱۲ سوره ۶ که مخصوصاَ به حديث اشاره دارد؛ توجه کنيد.
God is the one who created you; God is the one who provides for you; God
is the one who terminates your life; God is the one who resurrects you; God is
the one who calls you to account. Muhammad does none of these things (see
۳۰:۴۰).
۴۰ - خداست که شما را آفريد. اوست که به شماروزى مى دهد. اوست که
شما را مى ميراند. اوست که شما را بر مى انگيزد. اوست که شما را مسئول اعمالتان
قرار خواهد داد. محمد هيچ يک از اين کار ها را انجام نمى دهد. (مراجعه به
۳۰:۴۰)
MUHAMMAD DOES NOT KNOW THE FUTURE
محمد از آينده اطلاع
ندارد
قل ما کنت بدعا من الرسل و ما أدر ما يفعل ب و لا بکم ان أتبع
الا ما يوحى ال و ما أنا الا نذير مبين (۹)
"Say (O Muhammad), 'I do not
bring anything new that is different from any other messenger. I have no idea
what may happen to me, or to you. I simply follow what is revealed to me. I am
no more than a manifest warner.'" (۴۶:۹)
۹ - بگو، "بين من و رسولان ديگر
هيچ فرقى نيست. من نمى دانم که براى خودم يا براى شما چه اتفاقى خواهد افتاد. من
فقط از آنچه به من وحى شده پيروى مى کنم. من جز هشدار دهنده اى آشکار نيستم".
(۴۶:۹)
قل لا أملک لنفس نفعا و لا ضرا الا ما شاء الله و لو کنت أعلم الغيب
لاستکثرت من الخير و ما مسن السوء ان أنا الا نذير و بشير لقوم يؤمنون
(۱۸۸)
"Say (O Muhammad), 'I possess no power to benefit or harm even
myself, except in accordance with God's will. (Nor do I know the future); had I
known the future, I would have increased my wealth, and no harm would have
afflicted me. I am no more than a warner, as well as bearer of good news for
those who believe.'" (۷:۱۸۸)
۱۸۸- بگو، "من هيچ قدرتى ندارم که به خودم سود
يا زيانى برسانم. فقط آنچه خدا بخواهد براى من پيش مى آيد. اگر من آينده را مى
دانستم، به ثروت خود مى افزودم و هيچ ضررى به من نمى رسيد. من هشدار دهنده اى بيش
نيستم و حامل خبرهاى خوب براى کسانى که ايمان دارند."(۷:۱۸۸)
MUHAMMAD DOES
NOT KNOW THE FUTURE
محمد از آينده اطلاع ندارد
Yet, hundreds of
"Hadiths" narrate future events that have nothing to do with Quran, and
represent personal predictions.
ولى اکنون، صد ها "حديث" وجود دارند که
اتفاق هاى آينده را شرح مى دهند و هيچگونه ارتباطى با قرآن ندارند و پيشگوييهاى
شخصى را نشان مى دهد.
One of the most prominent "Hadiths" is
shown below:
يکى از برجسته ترين"حديثها"در پايين نشان داده شده
است:
"عليکم بسنتى وسنه الخلفاء الراشدين من بعدى"
(حديث
صحيح)
"You shall uphold my Sunna (traditions), and the Sunna of the
'guided Khalifas' (Al-Khulafaa' Al-Rashideen) who will come after
me."
"شما بايد از سنت (رسم) من و سنت خلفاى هدايت شده (الخلفاء الرشدين) که
بعد ار من خواهند آمد پيروى کنيد."
It should be noted that the expression
"Al-Khulafaa' Al-Rashideen" did not appear in Arabic literature until ۲۰۰ years
after the prophet; it is a modern expression.
بايد توجه کرد که اصطلاح
"الخلفاء الرشدين" تا ۲۰۰ سال بعد از پيغمبردر ادبيات عربى وجود نداشت؛ يک اصطلاح
جديد است.
How did the prophet know that there will be "Khulafaa'" who
will succeed him, and how did he know that they will be called "Al-Khulafaa'
Al-Rashideen"?
پيغمبر چگونه مى دانست که "خليفه اى" خواهد آمد که او را
جانشين کند و چگونه مى دانست که آنان (الخلفاء الرشدين) ناميده خواهند
شد.
The Expression "Al-Khulafaa' Al-Rashideen" refers specifically to the
four Khalifas: Abu Bakr, Umar, Uthman, and Ali. It was not known for two
centuries after the prophet.
ابراز "الخلفاء الرشدين " دقيقاٍ به چهار
خليفه": ابوبکر، وعمر، وعثمان و على بر مى گردد. اين تا دو قرن بعد از پيغمبر
شناخته نشده بود.
THE MYTH OF INTERCESSION
افسانه
شفاعت
Intercession is one of Satan's most effective tricks to dupe the
people into idolizing their prophets and/or saints.
شفاعت يکى از موثرترين
حيله هاى شيطان است که مردم رابا بت ساختن از پيغمبرشان و يا مقدسين گول مى
زند.
Although the Quran repeatedly states that there will be no
intercession on the day of judgment, many Muslims were duped, through "Hadith
& Sunna" into idolizing the prophet Muhammad against his will, and inventing
the concept of INTERCESSION (Shafaa'ah):
هرچند قرآن مکرر شرح مى دهد که در
روز قضاوت شفاعتى وجود نخواهد داشت،ولى بسيارى از مسلمانان از طريق "حديث و سنت" با
بت ساختن از پيغمبر محمد برخلاف خواسته اش و جعل کردن مفهوم شفاعت (شفيع) گول خورده
اند.
آمنوا أنفقوا مما رزقناکم من قبل أن يأت يوم لا بيع فيه و لا خله و لا
شفاعه و الکافرون هم الظالمون (۲۵۴)
"Spend from our provisions to you
before a day comes wherein there will be no trade, no nepotism, and NO
INTERCESSION." (۲:۲۵۴)
۲۵۴- اى کسانى که ايمان داريد، بايد از آنچه به شما
روزى داده ايم انفاق کنيد، قبل از آنکه روزى فرا رسد که در آن نه مبادله اى باشد،
نه خويشاوندى و نه شفاعتى.(۲:۲۵۴)
بأمره يعملون (۲۷) يعلم ما بين أيديهم و
ما خلفهم و لا يشفعون الا لمن ارتضى و هم من خشيته مشفقون (۲۸)
"The
prophets simply follow the commandments of God. He knows their past and future.
THEY CANNOT INTERCEDE EXCEPT ON BEHALF OF THOSE ALREADY SAVED BY GOD. The
prophets themselves worry about their own fate." (۲۱:۲۸)
پيغمبر فقط پيرو
احکام خداست. خدا گذشته و آينده شان رامى داند. آنها جز براى کسانى که خدا قبلاٍ
پذيرفته باشد نمى توانند شفاعت کنند وپيامبران نگران وضع خودشان
هستند.(۲۱:۲۸)
THE DEIFICATION OF MUHAMMAD
الوهيت
محمد
THE MYTH OF INTERCESSION
افسانه شفاعت
Despite
the Quran's repeated assertions that Muhammad possesses no power to benefit
anyone or harm anyone (see Page ۲۵, & Page ۳۰), Satan succeeded in duping
many people through the concept of intercession. Satan convinced his victims
that Muhammad will actually take them out of hell, and admit
them into
heaven!
با وجود اين که قرآن مکرر تاکيد مى کند که محمد داراى هيچ قدرتى
نيست تا بتواند به کسى منفعت يا آسيبى برساند (مشاهده کنيد صفه ۲۵ و ۳۰)، شيطان از
طريق مفهوم شفاعت موفق به فريب بسيارى از مردم شد. شيطان قربانى هايش را متقاعد
کردکه محمد آنان را واقعاٍ از جهنم نجاتشانداده ؛ ووارد بهشت خواهد کرد. Many
so-called "Muslims" extend the concept of intercession to include numerous
saints and/or imams:
خيلى از کسانى که خودشان را مسلمان مى شناسند مفهوم
شفاعت را براى بسيارى از مقدسين و امامان تعميم داده اند .
و يعبدون
من دون الله ما لا يضرهم و لا ينفعهم و يقولون هؤلاء شفعاؤنا عند الله قل أ تنبئون
الله بما لا يعلم ف السماوات و لا ف الَأرض سبحانه و تعالى عما يشرکون
(۱۸)
"They idolize beside God those who possess no power to harm them or
benefit them, and say, 'These are our intercessors at God.' Say, 'Are you
informing God of something He does not know in the heavens or the earth?' Glory
be to Him; He is much too high to have any partners." (۱۰:۱۸)
۱۸ - آنان
در کنار خدا کسانى را عبادت مى کنند که قدرت ندارند به آنان سود يا زيان برسانند و
مى گويند، "اين ها نزد خدا شفيع ما هستند!" بگو، " آيا در آسمانها و زمين خدا را از
چيزى خبر مى دهيد که او نمى داند" تسبيح او را. او والاترين است. بسيار برتر از
اينکه به شريک نياز داشته باشد.(۱۰:۱۸)
THE DEIFICATION OF
MUHAMMAD
الوهيت محمد
THE MYTH OF MUHAMMAD THE
INTERCESSOR
افسانه اى شفاعت محمد
The concept of intercession
implies that God has some partners who intercedewith Him on behalf of
people.
مفهوم شفاعت ايجاب مى کند که خدا شريکانى داشته باشد که از طرف مردم
با او شفاعت کنند.
Therefore, intercession is idol worship, and those who
believe that Muhammad will intercede on behalf of anyone are idolizing the
Prophet against his will. Intercession by Muhammad is prevalent in the Satanic
innovations known as Hadith and/or Sunna.
به اين دليل، شفاعت يعنى شرک و
کسانى که باور دارند که محمد براى هر کسى شفاعت خواهد کرد در واقع ازمحمد بت ساخته
اند برخلاف خواسته اش. شفاعت محمد در ساختگى هاى شيطانى مثل حديث و يا سنت رايج
است.
The Quran clearly identifies intercession as idol worship, and
declares a GREAT CRITERION; that those who believe in intercession cannot stand
to talk about God alone; THEY HAVE TO MENTION THEIR IDOLS ALONG.
قرآن
بوضوح شفاعت را به عنوان شرک مشخص مى کند، و معيارى بزرگ را اعلام مى کند؛ کسانى که
به شفاعت ايمان دارند نمى توانند صحبت کردن در باره خدا به تنهايى را تحمل کنند.
آنان بايد معبود هايشان را در کنار خدا ذکر کنند.
قل لله الشفاعه جميعا له
ملک السماوات و الَأرض ثم اليه ترجعون (۴۴) و اذا ذکر الله وحده اشمأزت قلوب الذين
لا يؤمنون بالَآخره و اذا ذکر الذين من دونه اذا هم يستبشرون (۴۵)
"Say, 'To
God belongs ALL INTERCESSION. To Him belongs the dominion of the heavens and the
earth, then to Him you will be returned.' When GOD ALONE is advocated, the
hearts of those who do not believe in the hereafter shrink with aversion. But
when idols are mentioned along with Him, they become satisfied."
(۳۹:۴۵)
۴۴ - بگو، "شفاعت همه از آن خداست." کل پادشاهى در آسمانها و زمين
از آن اوست، سپس بسوى او باز خواهيد گشت. ۴۵ - هنگاميکه فقط نام خدا برده شود،
دلهاى کسانيکه به آخرت ايمان ندارند با بيزارى مى گيرد. اما هنگاميکه نام ديگرى در
کنار نام او برده شود، رضايت پيدا مى کنند.(۳۹:۴۵)
MUHAMMAD WILL NOT CALL
YOU TO ACCOUNT
محمد از شما باز خواست نخواهد کرد
فانما عليک
البلاغ و علينا الحساب (۴۰)
"Your ONLY mission (O Muhammad) is to deliver
(Quran), while it is we who will call them to account." (۱۳:۴۰)
۴۰ -
....... تنها ماموريت تو رساندن (پيام قرآن) است. اين ما هستيم که آنان را باز
خواست خواهيم کرد.(۱۳:۴۰)
MUHAMMAD CANNOT BENEFIT YOU OR HARM
YOU
محمد نمى تواند به شما سود يا زيانى برساند
(قل لا أملک
لنفس ضرا و لا نفعا الا ما شاء الله لکل أمه أجل اذا جاء أجلهم فلا يستأخرون ساعه و
لا يستقدمون (۴۹)
"Say (O Muhammad), 'I possess no power to harm myself,
or benefit myself.'" (۱۰:۴۹)
۴۹ بگو (محمد)، "من قدرت ندارم به خودم زيان،
يا سودى برسانم؛ فقط آنچه خدا بخواهد تحقق مى يابد."(۱۰:۴۹)
قل ان لا أملک
لکم ضرا و لا رشدا (۲۱)
"Say (O Muhammad), 'I possess no power to harm
you, or benefit you through guiding you.'" (۷۲:۲۱)
۲۱ - بگو (محمد)، "من
قدرتى براى زيان و يا هدايت شما ندارم."(۷۲:۲۱)
Thus, the prophet will not
put you in Paradise, nor can he take you out of hell, nor will he call you to
account before him, nor can he benefit you, nor can he harm you; HIS SOLE
MISSION WAS DELIVERING QURAN, & NOTHING BUT QURAN. To love him and honor him
is to follow Quran alone, and reject the fabrications attributed to
him.
به اين دليل، محمد شما را در بهشت وارد نخواهد کرد و نه شما را از جهنم
نجات خواهد داد و جلوى او باز خواستى نخواهد شد و نه مى تواند به شما سود يا زيانى
برساند؛ تنها ماموريت او تحويل دادن قرآن بود و هيچ چيز جز قرآن. دوست داشتن و
احترام به او اين است که فقط از قرآن پيروى کنيدو ساخته هايى را که به او نسبت داده
اند، تکذيب کنيد.
FUNCTIONS OF EVERY MESSENGER
YOU SHALL NOT
WORSHIP EXCEPT GOD
وظيفه هر رسول عبادت نکنيد جز خدا
Neither Jesus,
nor Muhammad, want to be idolized. Their sole function was to preach the worship
of GOD ALONE.
نه عيسى و نه محمد نمى خواهند بت شوند. تنها ماموريت شان اين
بود که خدا رابه يکتايى عبادت کنيد.
و ما أرسلنا من قبلک من رسول الا نوح
اليه أنه لا اله الا أنا فاعبدون (۲۵)و قالوا اتخذ الرحمن ولدا سبحانه بل عباد
مکرمون (۲۶)لا يسبقونه بالقول و هم بأمره يعملون (۲۷)يعلم ما بين أيديهم و ما خلفهم
و لا يشفعون الا لمن ارتضى و هم من خشيته مشفقون (۲۸)و من يقل منهم ان اله من دونه
فذلک نجزيه جهنم کذلک نجز الظالمين (۲۹)
"Every messenger we sent before
you was instructed to preach that there is no god except Me; you shall worship
Me alone. Then they said, 'God most gracious has begotten a son.' Glory be to
Him; all the messengers are no more than honored servants. They do not speak on
their own; they simply follow His commands. He knows their past and their
future, and they possess no power to intercede except on behalf of those already
approved by God. The messengers themselves are worried about their own fate.
And, if any of them claims to be a god beside God, we will punish him in hell;
we thus punish the wicked." (۲۱:۲۵-۲۹)
۲۵ - ما قبل از تو هيچ رسولى
نفرستاديم مگر با اين وحى : "معبودى جز من نيست؛ فقط مرا عبادت کنيد." ۲۶ - با اين
حال، آنها گفتند، "الرحمن پسرى گرفته است!" تسبيح و تقديس او را. همه (رسولان)
بندگان کرامى (او) هستند. ۲۷ - آنان هرگز از جانب خود سخن نمى گويند و از دستورات
او پيروى مى کنند. ۲۸ - او آينده و گذشته آنان را مى داند. آنها شفاعت نمى کنند،
مگر براى کسانيکه او قبلاٍ پذيرفته باشد و آنها نگران خودشان هستند. ۲۹ - هر يک از
آنها که ادعا کند خدايى است در کنار او، ما جزاى او را با جهنم مى دهيم؛ ما اينچنين
جزاى ستمکاران را مى دهيم. )۲۱:۲۹)
SOLE FUNCTION OF THE PROPHET:
DELIVER QURAN
تنها وظيفه پيغمبر: تحويل قرآن
Repeatedly, the
Quran employs "the double negative" to emphasize that Muhammad had NO function
EXCEPT delivering Quran:
قرآن مکرراَ" دو صورت منفى"بکار مى برد که محمد
ماموريتى جز تحويل قرآن نداشت:
فان أعرضوا فما أرسلناک عليهم حفيظا ان عليک
الا البلاغ و انا اذا أذقنا الَانسان منا رحمه فرح بها و ان تصبهم سيئه بما قدمت
أيديهم فان الَانسان کفور (۴۸)
er
۴۸ - ..... اگر آنها روى گردانند
ما تو را براى مراقبت آنها نفرستاديم. ماموريت تو اين است که پيام (قرآن) را برسانى
(۴۲:۴۸)
و ان ما نرينک بعض الذ نعدهم أو نتوفينک فانما عليک البلاغ و علينا
الحساب (۴۰)
"Your ONLY duty is delivering (Quran), while we will call
them to account." (۱۳:۴۰)
۴۰ - ......... ماموريت تو رساندن (پيام قرآن)
است. اين ما هستيم که آنان را براى بازخواست فرا مى خوانيم.(۱۳:۴۰)
ما على
الرسول الا البلاغ و الله يعلم ما تبدون و ما تکتمون (۹۹) قل لا يستو الخبيث و
الطيب و لو أعجبک کثره الخبيث فاتقوا الله يا أول الَألباب لعلکم تفلحون
(۱۰۰)
"The messenger has NO function EXCEPT delivering (Quran) and God
knows whatever you declare, as well as whatever you conceal. Say, 'The good and
the bad are not the same, despite the abundance of the bad.' Therefore, you
shall observe God, O you who possess intelligence, that you may succeed."
(۵:۹۹-۱۰۰)
۹۹ - تنها وظيفه رسول اين است که پيام (قرآن) را برساند و خدا به
آنچه آشکار يا پنهان مى کنيد داناست.
۱۰۰- اعلام کن، "بد و خوب يکسان
نيستند، اگر چه کثرت بدى شما را تحت تاثير قرار دهد. اى خردمندان، به هيبت و حرمت
خدا ارج نهيد، (حتى اگر در اقليت باشيد) باشد که موفق
شويد."(۵:۱۰۰)
Unfortunately, those who refuse to believe that Quran is
the ONLY SOURCE OF RELIGIOUS GUIDANCE are much more abundant than those who
believe. (see also ۱۶:۳۵, ۸۲; ۲۴:۵۴; ۲۹:۱۸; ۳۶:۱۷; & ۶۴:۱۲)
متاسفانه،
آنان که به قرآن بعنوان تنها منشاء هدايت دينى ايمان ندارند از آنان که فقط به قرآن
ايمان دارند به مراتب بيشتر هستند. [به آيات زير مراجعه
کنيد(۱۶:۳۲)(۱۶:۸۲)(۲۴:۵۴)(۲۹:۱۸)(۳۶:۱۷)(۶۴:۱۲)]
MUHAMMAD DOES NOT
EXPLAIN, INTERPRET,
OR ANTICIPATE QURAN; JUST DELIVER & FOLLOW.
محمد نه توضيح مى دهد، نه تفسير مى کند و نه قرآن را پيش بينى مى کند؛ فقط
قرآن را تحويل مى دهد و پيروى مى کند.
Hadith & Sunna advocates claim
that Hadith & Sunna are needed to explain Quran. However, Quran teaches that
God is the teacher of Quran; that God will put Quran into the hearts of
believers regardless of their mother tongue; and that Muhammad will not explain
Quran. Documents are shown below:
حديث و سنت ادعا مى کنند که براى توضيح
دادن قرآن لازم هستند.
هر چند قرآن تعليم مى دهد که معلم قرآن خداست؛ که
اوست کسى که قرآن را در دل مؤمنان قرار مى دهد صرف نظر از زبان مادريشان؛ و محمد
قرآن را توضيح نخواهد داد. آيه پايين را مشاهده کنيد:
الرحيم الرحمن (۱)علم
القرآن (۲)
"God is the teacher of Quran." (۵۵:۱-۲)
۱ - آن بخشنده
ترين. ۲ - معلم قرآن.(۵۵:۲)
و لو جعلناه قرآنا أعجميا لقالوا لولا فصلت
آياته أ أعجم و عرب قل هو للذين آمنوا هدى و شفاء و الذين لا يؤمنون ف آذانهم وقر و
هو عليهم عمى أولئک ينادون من مکان بعيد (۴۴)
"Whether it came down in
non-Arabic or Arabic, say, 'For those who believe, it is a guidance and healing.
As for the disbelievers, they will be deaf and blind to it.'" (۴۱:۴۴)
۴۴
- اگر قرآن را به زبانى غير از عربى قرار مى داديم مى گفتند، "چرا به آن زبان نازل
شد "چه آن به زبان عربى باشد يا غير عربى، بگو، "براى کسانيکه باور دارند، هدايت و
شفا است. و کسانى که باور ندارند، نسبت به آن کر و کور خواهند بود، چنانچه گويى از
جاى بسيار دورى آنها را خطاب مى کنند.(۴۱:۴۴)
لا تحرک به لسانک لتعجل به
(۱۶) ان علينا جمعه و قرآنه (۱۷) فاذا قرأناه فاتبع قرآنه (۱۸) ثم ان علينا بيانه
(۱۹)
"Do not move your tongue (O Muhammad) in anticipation of Quran. It
is we who put it together as a Quran. Once we recite it, you shall follow it.
Then, it is we who explain it." (۷۵:۱۶-۱۹)
۱۶ - با شتاب زبان (محمد) به
بيان آن مگشاى. ۱۷ - اين ما هستيم که آن را بصورت قرآن جمع آورى خواهيم کرد. ۱۸ - و
چون آن را بخوانيم، تو از چنين قرآنى پيروى کن. ۱۹ - سپس اين ما هستيم که آن را شرح
خواهيم داد.(۷۵:۱۹)
THE FOLLOWERS OF HADITH & SUNNA
DO NOT
FOLLOW THEIR OWN TEACHINGS
پيروان حديث و سنت از تعليم هاى خود هم پيروى
نمى کنند
The most authoritative books of Hadith, namely, Muslim &
Ibn Hanbal, report that the Prophet ordered that no one shall take anything from
him EXCEPT QURAN. Shown below is the Arabic text of this
Hadith:
معتبرترين کتابهاى حديث، يعنى، مسلم و ابن حنبل، نقل مى کنند که
پيغمبر دستور داد که هيچ کس نبايد چيزى از او بستاند جز قرآن. در پايين عبارت عربى
اين حديث مشاهده مى شود:
"السابع - النهى عن کتابه غير القرآن"
عن
ابى سعيد الخدرى رضى الله عنه قال: قال رسول الله صلى الله عليه وسلم: "لاتکتبوا
عنى شيئاَ سوى القرآن. من کتب شيئاَ سوى القرآن فليمحه" (۱) (احمد ج ۱ ص ۱۷۱
ومسلم)
(Arabic reproduced in original)
"Abi Saeed Al-Khudry - may
God be pleased with him - reported that the messenger of God - may God exalt him
& grant him peace - had said, 'Do not write anything from me EXCEPT QURAN.
Anyone who wrote anything other than Quran shall erase it.'" !!!
"ابى
سعيد الخودرى- خدا ان شاالله از او خوشنود باشد- نقل مى کند که رسول خدا- خدا او را
بالا ببرد و به او صلح عطا کند- گفته بود، " هيچ چيز از من ننويسيد جز قرآن. هر کس
چيزى ديگرى جز قرآن بنويسد بايدآن را پاک کند." !!!~~
Thus, according to
their own teachings,
بدين گونه، مطابق تعليم خودشان،
THEY DISOBEY
THE PROPHET
آنها از پيغمبر نافرمانى مى کنند
INCREDIBLE
FACT:
THEY DO NOT FOLLOW THEIR OWN TEACHINGS
واقعيت باورنکردنى:
آنها از تعليم هاى خود هم پيروى نمى کنند
According to the most
"authoritative" sources of Hadith, the Prophet never changed his mind about
writing from him ONLY QURAN:
مطابق دقيق ترين و معتبر ترين حديث، پيغمبر
هرگز تصميم اش را در باره نوشتن از او، فقط قرآن، تغيير نداد:
عن عبد
المطلب بن عبد الله قال: [دخل زيد بن ثابت رضى الله عند على معاويه رضى الله عنه،
فحدثه حديثاَ، فامر انساناَ ان يکتب. فقال زيد: او رسول الله صلى الله عليه وسلم
نهى ان نکتب شيئا من حديثه، فمحاه] ( احمد ج ۱ ص ۱۹۲ )
(Arabic reproduced
in original)
Zayd Ibn Thabit (the Prophet's closest revelation writer)
visited the Khalifa Mu'aawiya (more than ۳۰ years after the Prophet's death),
and told him a story about the Prophet. Mu'aawiya liked the story and ordered
someone to write it down. But Zayd said, "The messenger of God ordered us never
to write anything of his Hadith." (Reported by Ibn Hanbal)
زيد بن تبيت
(نزديکترين نويسنده پيغمبر) با خليفه معاويه ديدار کرد (بيش از ۳۰ سال بعد از مرگ
پيغمبر) ودر باره پيغمبر روايتى به او گفت. معاويه روايت را دوست داشت و دستور داد
يکى آن را بنويسد. اما زيد گفت، "رسول خدا به ما دستور داده هرگز چيزى در باره حديث
او ننويسيم." (نقل بن حنبل)
THEY DISOBEY THEIR OWN FABRICATED IDOL
!!
آنها از معبود ساختگى خود نافرمانى مى کنند~~
QURAN: DO
THEY HAVE A "BOOK" WHERE
THEY FIND ANYTHING THEY WISH ?
قرآن : آيا
آنها "کتابى" دارند
که هر چه در آن بخواهند پيدا مى کنند
When you
confront the followers of Hadith & Sunna with the Hadith shown on the
previous page, they admit the existence of such Hadith. They explain their
failure to follow their own teachings by the fact that there exist equally
"authentic" Hadiths where the Prophet ordered the writing of his
Hadiths!!
هنگامى که با پيروان حديث و سنت با ارائه حديثى که در صفحه قبل
نشان داده شده است روبرو مى شويد، آنان اقرار مى کنند که چنين حديثى وجود دارد.
آنان توضيح مى دهند دليل کوتاهى از پيروى از تعليم هاى خودشان اين است که به همان
اندازه نيز حديث هاى معتبر وجود دارد که پيغمبر دستور داد است که حديث هاى او را
بنويسند.
The Quran describes such people as "criminals," and asks: "Do
they have a 'Book' where they can find anything they wish???"
قرآن چنين
مردمى را به عنوان "جنايتکار" شرح مى دهد، و سؤال مى کند: "آيا آنها "کتابى" دارند
که هر چه بخواهند در آن پيدا مى کنند"
أم لکم کتاب فيه تدرسون (۳۷) ان لکم
فيه لما تخيرون (۳۸)
"Shall we treat the Muslims like the criminals? What
is wrong with your judgment? DO YOU HAVE A BOOK WHERE YOU CAN FIND ANYTHING YOU
WISH?" (۶۸:۳۷,۳۸)
۳۷- "آيا ما مسلمانان مانند جنايتکاران رفتار کنيم
قضاوتتان چقدر اشتباه است آيا کتابى داريد که هر چه را که بخواهيد در آن پيدا مى
کنيد"(۶۸:۳۸)
Both Hadith and Sunna fit this Quranic description; as a
"Book where you can find anything you wish."
هم حديث و هم سنت شامل اين
تشريح قرآن مى شوند؛ بعنوان کتابى که هر چه را که بخواهيددر آن پيدا مى
کنيد."
The conjectural and contradictory nature of Hadith and Sunna are
unanimously recognized.
حدسى يودن و متناقض بودن ماهيت حديث و سنت براى
اکثريت شناخته شده است.
THEIR FAVORITE QUESTION
سؤال مورد
علاقه شان
"If Quran is complete and fully detailed (as God
says), where can we find the details of Salat prayers?"
"اگر قرآن کامل
است و کاملاَ با جزييات شرح داده شده است (همان گونه که خدا مى فرمايد)، کجا مى
توانيم جزييات دعاى ارتباطى (نماز) را پيدا کنيم"
This famous question
reveals their total ignorance of Quran and a subconscious effort to prove that
God is wrong in His repeated assertions that Quran is "complete" and "fully
detailed."
اين سؤال معروف، جهالت شان را در باره قرآن آشکار مى کند و کشش
ناخودآگاهشان براى اثبات اينکه خدا در گفته مکررش که قرآن "مفصل است" و کامل با
جزييات اشتباه کرده است."
For the Quran teaches in no uncertain terms
that Abraham is the founder of Islam as it is practiced today. As such, what did
Abraham contribute to our daily life as Muslims?
قرآن تعليم مى دهد که
ابراهيم بدون شک بنيان گذار اسلام به روش امروزى است. به اين ترتيب، ابراهيم براى
زندگى روزمره ما مسلمانان چه چيز بر جاى گذاشته است
The Quran teaches that
ALL RELIGIOUS PRACTICES IN ISLAM (Salat, Zakat, Fasting & Hajj) CAME TO US
FROM ABRAHAM, GENERATION AFTER GENERATIO.
قرآن تعليم مى دهد که تمام اصول
دين اسلام (دعاى ارتباطى نماز، انفاق واجب زکات، روزه و حج) از طريق ابراهيم نسل به
نسل به ما رسيده است.
Thus, Islam in its final form, as is practiced
today, is based on two things:
(۱) QURAN: contributed through Muhammad,
and
(۲) RELIGIOUS PRACTICES: through Abraham.
بنابراين، اسلام در
شکل نهايى طبق عرف کنونى، بر دو پايه استوار است:
(۱) قرآن: آنچه که از طريق
محمد به ما رسيده و
(۲) مناسک مذهبى: آنچه که از طريق ابراهيم به ما رسيده
است.
ALL RELIGIOUS PRACTICES IN ISLAM EXISTED BEFORE
MUHAMMAD.
تمام مناسک مذهبى اسلام قبل از محمد وجود داشته
است.
Muhammad's SOLE FUNCTION was to deliver Quran (see Pages
۳۰-۳۳).
تنها ماموريت محمد تحويل دادن قرآن بود (صفحه
۳۰-۳۳)
ABRAHAM: THE FOUNDER OF ISLAM
ابراهيم : بنيانگذار
اسلام
ابراهيم اولين گيرنده اسم اسلام بود و اولين کسى بود که کلمه "اسلام"
را استفاده کرد. (۲:۱۳۱)
و جاهدوا ف الله حق جهاده هو اجتباکم و ما جعل
عليکم ف الدين من حرج مله أبيکم ابراهيم هو سماکم المسلمين من قبل و ف هذا ليکون
الرسول شهيدا عليکم و تکونوا شهداء على الناس فأقيموا الصلاه و آتوا الزکاه و
اعتصموا بالله هو مولاکم فنعم المولى و نعم النصير (۷۸(
Abraham was the
first recipient of the concept of ISLAM, and the first user of the word "MUSLIM"
(see ۲:۱۳۱).
ابراهيم اولين دريافت کننده مفهوم اسلام و اولين استفاده کننده
کلمه "مسلمان"بود (مشاهده کنيد ۲:۱۳۱)
"You shall strive in the cause of
God as you should. He has blessed you, and imposed no hardship in your religion;
the RELIGION OF YOUR FATHER ABRAHAM. Abraham is the one who named you 'Muslims'
in the beginning. Thus, the messenger serves as witness among you, just as you
serve as witnesses among the people. Therefore, you shall observe the Salat
prayers, give the Zakat charity, and hold fast to God; He is you Lord; the best
Lord, and the best supporter." (۲۲:۷۸)
۷۸ - در راه خدا چنان جهاد کنيد که
بايد در راه او جهاد کرد. او شما را انتخاب کرد و در اعمال دين هيچ سختى براى شما
قرار نداد_ دين پدر شما ابراهيم. اوست که در اصل شما را "مسلمان" (تسليم شده)
ناميد. پس، رسول در بين شما شاهد باشد و شما در بين مردم شاهد باشيد. بنابراين دعاى
ارتباطى (نماز) را بر پا داريد و انفاق واجب (زکات) را بدهيد و به خدا تکيه و
اعتماد کنيد؛ اوست مولاى شما، بهترين مولا و بهترين پشتيبان. (۲۲:۷۸)
Thus,
if Abraham is the founder of Islam, did he contribute anything to our Islamic
life?
بنابراين، اگر ابراهيم بنيانگدار اسلام است، آيا او چيزى براى زندگى
مذهبى ما بر جاى گذاشته است
The answer is: "YES; he contributed THE
RELIGIOUS PRACTICES (Salat, Zakat, Fasting, & Hajj)."
جواب آن است:
"بله؛ او مناسک مذهبى (دعاى ارتباتى نماز، انفاق واجب زکات، روزه و حج) را بر جاى
گذاشته است."
ISLAM IS THE RELIGION OF ABRAHAM
اسلام دين ابراهيم
است
While Muhammad's mission, sole mission, was delivering Quran, ALL
RELIGIOUS PRACTICES CAME THROUGH ABRAHAM.
درحالى که تنها ماموريت محمد
تحويل دادن قرآن بود، تمام مناسک مذهبى از طريق ابراهيم آمد.
و قالوا کونوا
هودا أو نصارى تهتدوا قل بل مله ابراهيم حنيفا و ما کان من المشرکين
(۱۳۵)
"They said, 'Be you Jews or Christians in order to be guided.' Say,
'We follow the religion of Abraham, monotheism; he never was an
idol-worshiper.'" (۲:۱۳۵)
۱۳۵- آنها گفتند، "بايد يهودى يا مسيحى باشيد تا
هدايت شويد." بگو، "ما از دين ابراهيم پيروى مى کنيم- يکتا برستى - او هرگز مشرک
نبود."(۲:۱۳۵)
ما کان ابراهيم يهوديا و لا نصرانيا و لکن کان حنيفا مسلما و
ما کان من المشرکين (۶۷) ان أولى الناس بابراهيم للذين اتبعوه و هذا النب و الذين
آمنوا و الله ول المؤمنين (۶۸)
"Abraham was neither Jewish, nor Christian;
he was a monotheist; a Muslim; he never was an idol-worshiper. The people most
worthy of following Abraham are those who followed him, and this prophet
(Muhammad), and those who believed. God is the Lord of the believers."
(۳:۶۷-۶۸)
۶۷ - ابراهيم نه يهودى بود، و نه مسيحى ؛ او يکتابرستى تسليم شده
بود. او هرگز مشرک نبود. ۶۸ - افرادى بيشتر از همه شايستگى ابراهيم را دارند که
پيرو او و اين پيامبر و کسانى که ايمان دارند هستند. خدا مولا و سرور مؤمنان
است.(۳:۶۸)
MUHAMMAD WAS A FOLLOWER OF ABRAHAM
محمد پيرو ابراهيم
بود
ثم أوحينا اليک أن اتبع مله ابراهيم حنيفا و ما کان من المشرکين
(۱۲۳)
"Then we inspired you (O Muhammad) to follow the religion of
Abraham, monotheism; never was he an idol-worshiper." (۱۶:۱۲۳)
سپس ما به
تو (محمد) وحى کرديم که از دين ابراهيم پيروى کن، يکتاپرستى؛ او هرگز مشرک
تبود:(۱۶:۱۲۳)
Logically, if Muhammad was a follower of Abraham, and we
are followers of Muhammad, then we are followers of Abraham. What did we learn
from Abraham???
منطقى است، اگر محمد دنبالگر ابراهيم بود و ما دنبالگير
محمد هستيم، پس ما دنبالگر ابراهيم هستيم. ما از ابراهيم چه چيزى ياد گرفتيم
The Quran teaches that we learned all the religious practices of Islam
from Abraham. This includes Salat, Zakat, fasting, and Hajj.
قرآن تعليم
مى دهد که ما تمام مناسک مذهبى اسلام را از ابراهيم ياد گرفتيم. اين شامل دعاى
ارتباتى نماز، انفاق واجب زکات، روزه و حج مى شود.
Therefore, ISLAM IS
BASED ON TWO THINGS:
بنابراين، اسلام بر اساس دو چيز
است:
(۱) QURAN: THROUGH MUHAMMAD
(۱) قرآن: از طريق
محمد
(۲) RELIGIOUS PRACTICES: VIA ABRAHAM
(۲) مناسک مذهبى:
از طريق ابراهيم
SALAT PRACTICED BY MUHAMMAD'S OPPONENTS
دعاى
ارتباطى(نمازى) را که مخالفان محمد مى خواندند
The whole Arabian society
before and during the time of Muhammad followed the religion of Abraham. Thus,
Abu Lahab, Abu Jahl, and the idolaters of Quraish used to observe the FIVE DAILY
SALAT PRAYERS exactly as we do today, with the single exception of substituting
the Quranic Faatihha for the Ibrahimy Faatihha.
تمام جوامع عرب قبل و بعد
از زمان محمد پيرو دين ابراهيم بودند. از اين قرار، ابو لهب، ابو جهل و مشرکين قريش
نمازهاى پنج گانه را مانند ما انجام مى دادند، با استثناء فاتحه ابراهيمى بجاى
فاتحه قرآنى.
و ما کان الله ليعذبهم و أنت فيهم و ما کان الله معذبهم و هم
يستغفرون (۳۳)و ما لهم ألا يعذبهم الله و هم يصدون عن المسجد الحرام و ما کانوا
أولياءه ان أولياؤه الا المتقون و لکن أکثرهم لا يعلمون (۳۴)و ما کان صلاتهم عند
البيت الا مکاء و تصديه فذوقوا العذاب بما کنتم تکفرون (۳۵)
"God was not to
punish them while you (Muhammad) were still among them. God was not to punish
them while they are seeking forgiveness. Yet, they fully deserved God's
punishment for repelling from the sacred mosque, though they were not the
guardians thereof; only the righteous are guardians thereof, but most of them do
not know. THEIR SALAT PRAYERS at the shrine were no more than deceit and
repulsion. Therefore, suffer the retribution for your disbelief."
(۸:۳۳-۳۵)
۳۳ - بهر جهت، خدا آنها را تنبيه نمى کند تا زمانيکه تو در ميان
آنها هستى ؛ خدا آنها را تنبيه نمى کند تا زمانيکه آنها در طلب آمرزش اند. ۳۴ - آيا
آنها مستحق عذاب خدا نيستند که ديگران را از مسجدالحرام باز داشتند، با اينکه متولى
آن نيستند متوليان واقعى آن پرهيزکارانند، اما بيشتر آنها نمى دانند. ۳۵ - دعاى
ارتباطى (نماز) آنان نزد زيارتگاه (کعبه) تمسخرى بيش نبود و وسيله اى بود که مردم
را باز دارند. (جمعيت را بيرون کنند) بنابراين، بجهت کفر خود عذاب
رابچشيد.(۸:۳۵)
SACRED MONTHS OBSERVED BEFORE MUHAMMAD
ماه هاى مقدس
قبل محمد مراعات مى شده اند
The four sacred months in Islam were observed
before the time of Muhammad. This further proves that all religious practices of
Islam were neither initiated, nor taught by the Prophet Muhammad; his sole
mission was to deliver Quran.
چهار ماه مقدس در اسلام قبل از زمان محمد
مراعات مى شد. اين بيشتر ثابت مى کند که تمام اسول دين اسلام از طريق پيغمبر محمد
آموخته و آغاز نشده بود.
ان عده الشهور عند الله اثنا عشر شهرا ف کتاب الله
يوم خلق السماوات و الَأرض منها أربعه حرم ذلک الدين القيم فلا تظلموا فيهن أنفسکم
و قاتلوا المشرکين کافه کما يقاتلونکم کافه و اعلموا أن الله مع المتقين (۳۶) انما
النسء زياده ف الکفر يضل به الذين کفروا يحلونه عاما و يحرمونه عاما ليواطؤا عده ما
حرم الله فيحلوا ما حرم الله زين لهم سوء أعمالهم و الله لا يهد القوم الکافرين
(۳۷)
"The count of months according to God is twelve, as shown in God's
scriptures, since the day He created the heavens and the earth. Four of them are
sacred. This is the right religion; therefore, do not wrong your souls during
the four months. But you may fight the idolaters, if they attack you therein,
and know that God is with the righteous. The practice of alternating the sacred
months is a pagan practice. Thus, they changed the sacred months, making them
violable one year and sacred the next year, as if to maintain the count
instituted by God......" (۹:۳۶-۳۷)
۳۶ - حساب ماه ها، از نظر خدا، دوازده
است. اين قانون خداست از روزيکه آسمان ها و زمين را خلق کرد. از آنها چهار ماه مقدس
اند. اين يک دين کامل و عالى است؛ مبادا درطى ماههاى مقدس (بجنگيد و بدين وسيله) به
خود ستم کنيد. اگر چه، مى توانيد هنگامى که مشرکان شديداٍ عليه آنان اعلان جنگ مى
دهند شما (نيز حتى در طى ماه هاى مقدس) شديداٍ عليه آنان اعلان جنگ دهيد و بدانيد
که خدا جانبدار پرهيزکاران است. ۳۷ - تغييردادن ماه هاى مقدس نشانه اى از کفر بى
اندازه است.آن به گمراهى، کسانيکه ايمان نياورده اند مى افزايد. آنان ماه هاى مقدس
را با ماه هاى عادى يک در ميان عوض مى کنند، هر چند تعداد ماه هايى را که خدا مقدس
نهاده حفظ مى کنند. بدين ترتيب آنان آنچه را خدا مقدس نهاده، زير پا گذارده اند.
اعمال اهريمنى آنان به نظر خودشان نيکوست. خدا مردم ناباور را هدايت نمى
کند.(۹:۳۷)
TODAY'S IDOLATERS vs QURAISH'S IDOLATERS
مشرکين امروز
مقابل مشرکين قريش
Millions of "Muslims" today practice a form of
idolatry that is similar to the idolatry of pre-Muhammad Quraish.
امروزه
ميليون ها مسلمان مشغل به عمل شرک هستند که شبيه شرک قريش در زمان
محمداست.
Millions of "Muslims" in Egypt, Iran, Pakistan, India, and may
other countries go to the Mosque to pray. Their Salat prayers are definitely to
God. After finishing their Salat, they visit the tomb of the saint and ask for
health, wealth, and/or children.
ميليون ها مسلمان در مصر، ايران، پاکستان،
هند و بسيار کشور هاى ديگر براى نماز به مسجد مى روند. نماز هايشان مطلقاٍ براى
خداست. سپس بعد از نماز، آنان به زيارتگاه هاى مقدسين مى روند و درخواست حاجت براى
سلامتى، مال و يا فرزند مى کنند.
The idol worshipers of Quraish observed
the five Salat prayers exactly as we do today, but they also visited their idols
Allat, Al-'Uzzah, Manat, etc., to ask for health, wealth, and/or
children.
مشرکين قريش نمازهاى پنج گانه را مثل امروزما به جا مى آوردند،
اما آنان نيز به زيارتگاه هاى معبودهايشان لات، عزى، مانت و ديگران مى رفتند و در
خواست حاجت براى سلامتى، مال و يا فرزند مى کردند.
Thus, the flagrant
idolatry practiced by millions of Muslims today is exactly identical to the
idolatry of Quraish before and during the time of Muhammad; only the idols are
different.
بنابراين، شرک آشکارى که امروزه ميليون ها مسلمان انجام مى دهند
عيناٍ مانند زمان قريش و زمان قبل از محمد است؛ فقط معبود ها فرق مى
کنند.
Except for the Jewish and Christian minorities, the Arabian society
prior to the mission of Muhammad followed the religion of Abraham. They
practiced all the religious duties of Islam. Their Salat prayers were identical
to ours, but they also practiced idol-worship. The "Muslim" masses today
practice idol-worship by idolizing the Prophet against his will, by idolizing
their saints and holy men or imams, and following other sources beside Quran
(see pages ۷ & ۸).
به جز اقليت يهودى ها و مسيحى ها، جامعه اعراب قبل
از ماموريت محمد پيرو دين ابراهيم بودن. آنان تمام مناسک مذهبى را به جا مى آوردند.
دعاهاى ارتباطى (نماز) آنها مانند ما بود، اما آنان نيز شرک مى بستند. جامعه مسلمان
هاى امروز با بت ساختن از پيغمبر عليرغم خواسته اش، و بت ساختن از مقدسين و افراد
مقدس يا امام ها و پيروى از چيزى در کنار قرآن مرتکب شرک مى شوند (صفحه ۷ و ۸).
"YOU SHALL KEEP THE OBSERVANCE OF SALAT"
"شما بايد بجاى آوردن
دعاهاى ارتباطى (نماز) را همچنان ادامه دهيد"
This commandment was issued
during the first few weeks of Quranic revelation.
اين فرمان در هفته هاى
اول نازل شدن قرآن صادر شده بود.
DOES IT MAKE ANY SENSE THAT GOD WOULD
ISSUE A COMMANDMENT
TO OBSERVE SOMETHING NOT ALREADY KNOWN
???
آيا معنى مى دهد که خدا دستور به جا آوردن چيزى را که قبلاٍ مشخص نبوده
است صادر کند
ان ربک يعلم أنک تقوم أدنى من ثلث الليل و نصفه و
ثلثه و طائفه من الذين معک و الله يقدر الليل و النهار علم أن لن تحصوه فتاب عليکم
فاقرؤا ما تيسر من القرآن علم أن سيکون منکم مرضى و آخرون يضربون ف الَأرض يبتغون
من فضل الله و آخرون يقاتلون ف سبيل الله فاقرؤا ما تيسر منه و أقيموا الصلاه و
آتوا الزکاه و أقرضوا الله قرضا حسنا و ما تقدموا لَأنفسکم من خير تجدوه عند الله
هو خيرا و أعظم أجرا و استغفروا الله ان الله غفور رحيم (۲۰(
"...and keep
the observance of Salat and Zakat, and lend to God a loan of righteousness.
Whatever you advance for your souls, you will find at God better and multiplied
manyfold. And seek God's forgiveness; God is forgiving, merciful."
(۷۳:۲۰)
۲۰ - ........... و دعاى ارتباطى (نماز) را به جا آوريد، انفاق واجب
(زکات) را بدهيد و به خدا وام دهيد، وام پرهيزکارى. هر خيرى که براى نفس خود از پيش
بفرستيد، آن را در نزد خدا بسيار بهتر و با پاداش سخاوتمندانه اى خواهيد يافت. و از
خدا طلب آمرزش کنيد. خداست آمرزنده، بسيار رحيم.(۷۳:۲۰)
The word "Salat" is
very specific and means only one thing, i.e., the observance of specific
practices involving bowing and prostration. This is true throughout Quran,
throughout the ages, and in relation to any prophet, messenger, etc.
کلمه
"صلوه " (نماز يا دعاى ارتباطى) بسيار مشخص است و فقط يک معنى مى دهد،.... به جا
آوردن عمليات مشخصى که دربردارنده تعظيم و سجده کردن است. اين در سراسر قرآن، در
تمام زمانها و در مورد هر پيغمبر و رسول حقيقت دارد،.
ALL
RELIGIOUS PRACTICES IN ISLAM (SALAT ZAKAT FASTING HAJJ)
CAME TO US
THROUGH ABRAHAM
تمام مناسک مذهبى در اسلام (دعاى ارتباتى نماز، انفاق واجب
زکات، روزه و حج) از طريق ابراهيم به ما آمده است.
In ۲:۱۲۸ we see Abraham
and Ismail implore God to teach them "THE RELIGIOUS PRACTICES OF
ISLAM."
در آيه ۲:۱۲۸ مى بينيم که ابراهيم و اسماعيل به خدا دعا مى کنند تا
مناسک مذهبى اسلام را به آنها بياموزد."
و اذ يرفع ابراهيم القواعد من
البيت و اسماعيل ربنا تقبل منا انک أنت السميع العليم (۱۲۷) ربنا و اجعلنا مسلمين
لک و من ذريتنا أمه مسلمه لک و أرنا مناسکنا و تب علينا انک أنت التواب الرحيم
(۱۲۸)
"As Abraham raised the foundations of Kaaba, together with Ismail,
they prayed, 'Our Lord, accept this work from us; you are the hearer, the
omniscient. Our Lord, & make us Muslims to you; and from our descendants let
there be a nation of Muslims to you; AND TEACH US HOW TO PRACTICE OUR RELIGIOUS
DUTIES, and redeem us; you are the redeemer, the merciful.'"
(۲:۱۲۷-۱۲۸)
۱۲۷- هنگامى که ابراهيم، همراه با اسماعيل پايه هاى زيارتگاه
کعبه را بر پا مى داشتند (دعا کردند): "پروردگارا، اين را از ما بپذير. تويى شنوا،
داناى مطلق. ۱۲۸- "پروردگارا، ما را از تسليم شدگان به خودت قرار بده و بگذار تا از
نسلهاى ما جماعتى تسليم شده به تو باشند. رسوم دينى ما را به ما بياموز و ما را
بيامرز. تويى آمرزنده، مهربان ترين.(۲:۱۲۸)
ABRAHAM: FIRST (and last)
RECIPIENT OF SPECIFIC
RELIGIOUS PRACTICES.
ابراهيم: اولين (و
آخرين) دريافت کننده مناسک مذهبى.
The prophets and messengers prior to
Abraham were not given any religious practices. The human society was so
primitive, only BELIEF IN GOD ALONE was all that is required for salvation. See
for example Sura ۷۱, entitled "Noah." Thus, RELIGIOUS PRACTICES appear in Quran
ONLY after Abraham; never before him.
مناسک مذهبى به پيغمبران و رسولان
قبل از ابراهيم داده نشده بود. جامعه انسانى آن قدر بدوى بود، که براى رستگارى فقط
ايمان به خدا کافى بود. براى مثال سوره ۷۱، "نوح" مشاهده کنيد. بنابراين، مناسک
مذهبى در قرآن فقط بعد از ابراهيم ديده مى شود ؛ نه قبل از او.
و أقيموا
الصلاه و آتوا الزکاه و ارکعوا مع الراکعين (۴۳)
"(O Children of Israel,)
you shall observe the Salat prayers & Zakat charity; you shall bow down with
those who bow." (۲:۴۳)
۴۳ - دعاهاى ارتباطى (نماز) را برپاى داريد و انفاق
واجب (زکات) را بدهيد و با رکوع کنندگان رکوع کنيد. (۲:۴۳)
و اذ جعلنا البيت
مثابه للناس و أمنا و اتخذوا من مقام ابراهيم مصلى و عهدنا الى ابراهيم و اسماعيل
أن طهرا بيت للطائفين و العاکفين و الرکع السجود (۱۲۵)
"We made the Kaaba a
focal point for all the people, and a sanctuary; thus, you shall consider this
station of Abraham a place of worship. And we appointed Abraham and Ismail to
purify My shrine for those who would visit it, those who would retreat therein,
and those who bow and prostrate." (۲:۱۲۵)
۱۲۵- ما زيارتگاه (کعبه) را
مرکزى براى مردم و عبادتگاهى امن قرار داديم. شما مى توانيد از جايگاه ابراهيم
همچون عبادتگاه استفاده کنيد. ما به ابراهيم و اسماعيل ماموريت داديم که : "خانه
مرا براى زيارت کنندگان، ساکنين آنجا، رکوع روندگان و سجده کنندگان خالص کنيد."
(۲:۱۲۵)
SALAT PRAYERS OBSERVED BEFORE MUHAMMAD
دعاى ارتباطى (نماز)
قبل از محمد به جا آورده مى شد
But the Jews and Christians "LOST" the
Salat prayers.
اما يهودى ها و مسيحى ها دعاى ارتباطى (نماز) را "از دست
دادند".
يا مريم اقنت لربک و اسجد و ارکع مع الراکعين (۴۳)
"O Mary,
you shall obey your Lord, and you shall prostrate and bow down with those who
bow down." (۳:۴۳)
۴۳ - "اى مريم، به پروردگارت تسليم باش، و سجده کن و با
رکوع کنندکان رکوع کن."(۳:۴۳)
و جعلن مبارکا أين ما کنت و أوصان بالصلاه و
الزکاه ما دمت حيا (۳۱)
"(Jesus said,) God has made me blessed wherever I
go, and He commanded me to observe the Salat prayers and Zakat charity for as
long as I live." (۱۹:۳۱)
۳۱ - " هر کجا بروم او مرا مورد لطف و عنايت قرار
داده است، و به من امر کرده ماداميکه زنده ام نماز (دعاى ارتباطى) بخوانم و زکات
(صدقه واجب) بدهم.(۱۹:۳۱)
فخلف من بعدهم خلف أضاعوا الصلاه و اتبعوا الشهوات
فسوف يلقون غيا (۵۹)
"Generations came thereafter who LOST the Salat
prayers, and pursued their lusts." (۱۹:۵۹)
۵۹ - پس از آنها، او نسلى را
جايگزين کرد که دعاهاى ارتباطى (نماز) را ضايع کردند و از هوس هاى خود پيروى کردند.
آنها نتايج آن را خواهند ديد.(۱۹:۵۹)
There are remnants of the Salat
prayers among the Jews, namely, the Samaritans, and the Christians (the Russian
Orthodox Church). It is noteworthy that the Samaritan Jews have denounced the
man-made commandments of Talmud, and decided to adhere to the word of God alone,
i.e., Torah (see "The Myth of God Incarnate", Page ۱۱۷).
ميان يهودى ها
يعنى اٍ سماريتن ها و مسيحى ها (کليساى ارتدکس روسيه) آثارى از دعاهاى ارتباطى
(نماز) وجود دارد. قابل توجه است که يهودى سماريتن فرمان هاى ساخته شده انسانى
تالمودراتکذيب کردند وتصميم گرفتند فقط از کلام خدا، تورات، پيروى کنند (مشاهده
کنيد "The Myth of God Incarnate", Page ۱۱۷)
SALAT & ZAKAT CAME TO US
VIA ABRAHAM
دعاى ارتباطى (نماز) و انفاق واجب (زکات)
از طريق
ابراهيم به ما رسيد
Those who refuse to believe God are challenging Quran
by asking, "If Quran is complete and fully detailed (as stated in ۶:۱۹, ۳۸,
& ۱۱۴), where can we find the details of Salat and Zakat?" For such people,
who are obviously isolated from Quran (see ۱۸:۵۷), we present the following
Quranic truth:
آنان که به خدا ايمان ندارنداز قرآن سرپيچى مى کنند با اين
سؤال که، "اگر قرآن کامل و مفصل با جزييات است (همان جوريکه در (۶:۱۹، ۳۸ :۶ و
۶:۱۱۴) مى خوانيم)، پس کجا مى توانيم جزييات دعاى ارتباطى (نماز) و انفاق واجب
(زکات)را پيدا کنيم" براى چنين مردمى که از قرآن جدا افتاده اند (مشاهده کنيد
۱۸:۵۷)، ما اين حقيقت قرآنى را اهداء مى کنيم:
و وهبنا له اسحاق و يعقوب
نافله و کلا جعلنا صالحين (۷۲) و جعلناهم أئمه يهدون بأمرنا و أوحينا اليهم فعل
الخيرات و اقام الصلاه و ايتاء الزکاه و کانوا لنا عابدين (۷۳)
"And we
granted him (Abraham) Isaac and Jacob as a gift, and we made them righteous. And
we appointed them imams who guided in accordance with our commandments, AND WE
TAUGHT THEM RIGHTEOUS WORKS AND THE OBSERVANCE OF SALAT AND ZAKAT."
(۲۱:۷۲-۷۳)
۷۲ - و اسحاق و يعقوب را چون هديه اى به او (ابراهيم) عطا کرديم.
و آنان را از پرهيزکاران قرار داديم. ۷۳ - و آنان را امامانى قرار داديم که مطابق
با احکام ما ارشاد مى کردند و به آنان آموختيم که چگونه پرهيزکارى کنند و چگونه
دعاى ارتباطى (نماز) بخوانند و زکات (صدقه واجب) بدهند.(۲۱:۷۳)
Unfortunately, this plain Quranic truth is not accessible by those who
keep trying to prove that Quran is not complete.
متاسفانه، اين حقيقت
قرآنى در دسترس کسانى نيست که سعى دارند ثابت کنند قرآن ناقص است.
FIRST,
they have to come to sincere conviction that Quran is complete, perfect, and
fully detailed; they have to believe their Lord. Once they attain this
conviction, the shields will be removed from around their hearts, the deafness
will be removed from their ears, and they will become worthy of the Quranic
truth.
اول ازهمه، آنها بايد صادقانه مطمئن باشند که قرآن کامل، بى عيب و
مفصل با جزئيات است؛ آنان بايد پروردگارشان را باور کنند. هنگامى که به اين حقيقت
دست يافتند، پرده از جلوى قلب هايشان برداشته مى شود، کرى ازگوش هايشان برداشته مى
شود و سپس آنها شايسته حقيقت قرآن مى شوند.
FASTING CAME TO US VIA
ABRAHAM
روزه گرفتن از طريق ابراهيم به ما رسيد
((then modified in
Quran)
سپس در قرآن اصلاح شد)
أحل لکم ليله الصيام الرفث الى نسائکم
هن لباس لکم و أنتم لباس لهن علم الله أنکم کنتم تختانون أنفسکم فتاب عليکم و عفا
عنکم فالَآن باشروهن و ابتغوا ما کتب الله لکم و کلوا و اشربوا حتى يتبين لکم الخيط
الَأبيض من الخيط الَأسود من الفجر ثم أتموا الصيام الى الليل و لا تباشروهن و أنتم
عاکفون ف المساجد تلک حدود الله فلا تقربوها کذلک يبين الله آياته للناس لعلهم
يتقون (۱۸۷)
"You are permitted to have sexual intercourse with your wives
during the night of fasting; they are your confidantes, and you are their
confidants. God knew that YOU USED TO BETRAY YOUR SOULS (by having intercourse
during the night) IN THE PAST. He has redeemed you, and He has pardoned you.
HENCEFORTH, you may have intercourse with them, seeking what God has permitted
for you." (part of ۲:۱۸۷)
۱۸۷- در شبهايى که روزه هستيد آميزش جنسى با
زنانتان مجاز شد. آنها محرم اسرار شما هستند و شما محرم اسرار آن